دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤١٦ - فتواهاى على ع مطابق قرآن است
وقتى كه جمع كند كسى آب را در حوض و قرآن مجيد كه ناميده شده به اين نام به واسطه اجتماع بعضى از آيات و سور با بعضى ديگر است.
و چون زن در زمان طهر جمع مىكند خون حيض را اين است كه «قرء» بر زنان طهر اطلاق شده است. پس آيا چه شناعت لازم مىآيد در اينجا بر أمير المؤمنين ٧.
و اما بريدن آن حضرت ٧ دست را از بيخ انگشتان. پس به درستى كه اين حكم خداى تعالى است به نص قرآن زيرا خداى تعالى گفته كه:
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ[١] و اين خود مشخص است كه كتابت به انگشتان مىشود و خداى تعالى انگشتان را «ايدى» گفته، پس اگر آن حضرت ٧ قطع يد را از بيخ انگشتان كرده باشد موافق نص قرآن خواهد بود.
و اما دادن آن حضرت ٧ دزد را به دست گواهان، چگونه موجب تشنيع باشد و حال آنكه دادن به گواهان از براى قطع يد و دادن به قصّاب از براى آن اصلا تفاوتى ندارد.
و اين كار نيز مانند آن است كه آن حضرت ٧ امر كرد بعضى از فقها را در بلاد كه ايشان خود مرتكب قطع يد و گردن زدن شوند در اجراى حدود شرعى. و ديگر وجه دادن دزدان به دست گواهان از براى قطع «ايدى» آن است كه آن حضرت ٧ خاطر مبارك جمع كند و قوى پشت شود در گواهى ايشان و آزمايش كند راستى ايشان را؛ زيرا اگر راستگو باشند اصلا احتراز نخواهند كرد از بريدن دست دزدان كه گواهى بر دزدى ايشان دادهاند؛ زيرا به فرموده خداى تعالى عمل كرده خواهند بود و اگر به دروغ گواهى داده باشند هر آينه اجتناب خواهند كرد از اينكه خود مرتكب چنين كارى شوند. پس آيا چه شناعت لازم است در اينجا بر أمير المؤمنين اگر نه جهل ابراهيم و سستى عقل او به ميان آيد.
و اما گرفتن آن حضرت نصف ديت را از خون داران زنى كه كشته شده بود وقتى
[١] سوره بقره، آيه ٧٩.