دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤١٣ - بحثى در باره قبول شهادت اطفال
؛ يعنى من مدينه علمم و على بن ابى طالب ٧ در آن مدينه است. و همچنين فرموده: على بن ابى طالب با حق است و حق با على بن ابى طالب است مىگردد با او هر جا او بگردد.
بنا بر اين، مىبايد كه أمير المؤمنين ٧ همه علوم را از آن حضرت ٦ فرا گرفته باشد.
با آنكه فرا گرفتهاند اين حكم را از أمير المؤمنين ٧ جماعتى و عمل كردهاند به آن، كه جاحظ قدرت ندارد بر طعن زدن برايشان در فتوى. و اعتقاد كردهاند به اين حكم گروهى از تابعين كه جاحظ ايشان را امام مىداند در علم فقه. و اين حكمى است كه اجماع كردهاند بر آن فقهاى مدينه رسول اللَّه ٦.
[بحثى در باره قبول شهادت اطفال]
و به تحقيق روايت كرده مالك بن انس از هشام بن عروه[١] اينكه عبد اللَّه بن زبير جايز داشت قبول شهادت اطفال را بعضى بر بعض در جراحتها. و مالك خود قائل شده به اين مذهب به شرطى كه هنوز آن اطفال از مجمع خود متفرق نشده باشند.
و روايت كرده ابن ابى زياد از پدر خود كه او گفته است طريقه آن است كه حكم كرده شود به شهادت اطفال و عمل كرده شود به قول ايشان در جراحتها و التفات كرده نشود به اينكه ايشان نه از روى تميز كارها مىكنند. و هم او روايت كرده از پدر خود از عمر بن عبد العزيز مثل اين سخن. و روايت كرده يونس از ابن شهاب كه او گفته است مروان جايز داشته قبول شهادت اطفال را و مىگرفت به اوّل سخن ايشان. و روايت كرده ابن اسحاق و گفته است كه ابن شهاب و ربيعه تجويز مىكردند شهادت اطفال را بعضى بر بعضى و روايت كرده شده است مثل اين حكم از شريح قاضى و اين مشهور است از او.
بنا بر اين ظاهر شد جهل جاحظ و استاد او كه نظّام باشد در ادعائى كه
[١] ابو المنذر هشام بن عروة بن زبير بن عوّام در سال ٦١ هجرى قمرى به دنيا آمد و در سال ١٤٦ هجرى قمرى درگذشت.« وفيات الأعيان» ٦/ ٨٠.