دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤١٢ - برداشت غلط نظام از آيه قرآن
شخص واحد را در دعوائى با قسم مدّعى و اجرا كرد حكم را به محض گواهى آن يك كس و قسم مدّعى.
پس نمىبينم ما ابراهيم را در اين طعنى كه بر أمير المؤمنين ٧ زده مگر آنكه طعن زده باشد بر رسول اللَّه ٦ به حسب اعتمادى كه بر خود كرده در فهميدن معنى كلام خداى تعالى. بلكه طعن زده باشد بر كتاب خدا و عيب كرده باشد احكام خدا را؛ زيرا خداى عزّوجل امر كرده است به قبول گواهى كفار در وصيّت، جايى كه فرموده است:
أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ[١] و معلوم است كه كفار اهل عدالت نيستند (و حال آنكه ابراهيم عدالت را شرط قبول گواهى قرار داده و از اين جهت طعن أمير المؤمنين ٧ زده در قبول گواهى اطفال به واسطه عدم عدالت ايشان) با آنكه أمير المؤمنين ٧ قبول نمود گواهى اطفال را در موضعى دون موضعى و بر حالتى دون حالتى. پس قبول نمود آن گواهى را در جراحتها (كه از اطفال به يك ديگر برسد در اجتماعات ايشان از براى بازى كردن) و آنچه مانند آن جراحات باشد از حقوق بندگان خدا و مع هذا به اوّل سخنى كه در شهادت از ايشان صادر شود حكم مىفرمودند به سخن دوم به واسطه اضطرار و ضرورتى كه باعث بود از براى اجراى احكام اللَّه تعالى در ميان بندگان و منع كردن بطلان حقوق بندگان. و قبول نكرد آن حضرت ٧ گواهى اطفال را مگر به نصّ از رسول ٦. و دليل بر اينكه آنچه آن حضرت مىكرد صريح آن را از حضرت رسول اللَّه شنيده بود دانست كه همگى به اتفاق روايت كردهاند از پيغمبر ٦ كه فرموده:
«انا مدينة العلم و علىّ بابها»
[٢]-
«علىّ مع الحقّ و الحقّ معه يدور حيث ما دار»
[٣]
[١] سوره مائده، آيه ١٠٦.
[٢]« تاريخ بغداد» ١١/ ٤٩،« الاستيعاب» ٣/ ١١٠٢.
[٣]« تاريخ بغداد» ١٤/ ٣٢١ با مختصر تفاوت.