دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٨٩ - پاسخ شيخ مفيد به نظام - بىاساس بودن ادعاهاى نظام
كردار زشت به چيزى كه ما حصلى دارد و مساوى گردانيده امير المؤمنين ٧ را با ايشان در حكمى كه برايشان كرده به گمراهى. و حال آنكه نيست حال همچنان كه ايشان گمان كردهاند در مساوى بودن احوال آن حضرت ٧ با ايشان. بلكه به محض قول و اعتقاد ايشان اين مساوات پيدا شده بىحجتى كه موجب مساوات باشد.
و دليل بر اين سخن كه گفتيم آن است كه آنچه حكايت كرده جاحظ از نظّام و نظّام نقل كرده از قوم، اتفاقى است نزد مسلمانان كه اصلا دو كس از ايشان مخالفت نكردهاند با يك ديگر.
پس آن جماعتى كه طعن مىكنند بر قوم، نقل كردهاند آن سخنان را از براى آنكه حجت تمام كنند بر قوم گمراهى و ثابت كنند بطلان را برايشان. و آن جماعت دوست دارند قوم را و ايشان را پيشواى خود مىدانند نقل كردهاند همان سخنان را بر طرز مدح از براى ايشان به اينكه مجتهد بودهاند در احكام شرع و گردانيدهاند اين شيوه را اصلى از براى خود در تجويز اختلاف در امور دين و آن جماعت كه امتناع كردهاند از اجتهاد و قياس و قائل شدهاند به خوبى و سلامت قوم. نقل كردهاند همان سخنان را از ايشان بروجه اصلاح ميانه مردم، نه آنكه حكم شرعى باشد و بر اين وجه كه گفته پيغمبر ٦ اين احتمال دارد به حسب حرف زدن كه شايع است ميان مردم كه چندين احتمال مىتوان داشت.
پس نيست در ميان مسلمانان و امت پيغمبر ٦ مگر آنكه گواهى داده باشد به راستى اين سخنان از قوم، چنان كه ابراهيم و غير او نيز نقل كردهاند از ناقلان اخبار.
و اما آنچه حكايت كرده نظّام از امير المؤمنين ٧ از اختلاف حكم و سخن گفتن در احكام شرع به رأى خود، چيزى است كه نقل كردهاند آن را طايفهاى و ابا و امتناع نمودهاند از آن طايفه ديگر و ادعا كردند آن را شيعه ابو بكر و عمر و عثمان و انكار كردهاند آن را شيعه على بن ابى طالب ٧. بلكه اتفاق كردهاند بر ردّ آن