دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٧٠ - اثبات اعلميت على ع به وسيله روايات
؛ يعنى على با حق است و حق با على، مىگردد حق هر جا كه او مىگردد.
و فرموده است:
«انا مدينة العلم و علىّ بابها.»
[١]؛ يعنى من مدينه علمم و على باب آن است.
و فرموده است به اصحاب:
«علىّ اقضاكم.»
[٢]؛ يعنى على قاضىترين شماست به حق. و امير المؤمنين ٧ فرموده است:
«ضرب رسول اللَّه ٦ بيده على صدرى و قال اللّهمّ اهد قلبه و ثبّت لسانه فما شككت في قضاء بين اثنين.»
[٣]؛ يعنى رسول دست مبارك خود را بر سينه من گذاشت و فرمود: خدايا! هدايت كن قلب وى را و ثابت گردان زبان او را. بعد از آن من هرگز شك نكردم در قضاء و حكم ميان دو كس.
شيخ مىفرمايد: چون وارد شد اين كلام بر آن شيخ، متحيّر شد و گفت: اين شناعاتى است برفقها و حال آنكه ايشان دلائل دارند بر مذاهبى كه حكايت كردى از ايشان.
پس به او گفت شخصى از حاضرين كه ما دورى مىجوئيم از اين قول و از هر كه قائل به اين است به سوى خداى تعالى؛ و كسى ديگر گفت: اگر بوده باشد با ايشان دلائل بر آنچه شيخ حكايت كرد، هر آينه خواهد بود دلائل بر ابطال آنچه دعوى كردى اول از ضد اين حكايت و ما مىخوانيم تو را به اينكه پناه بيارى به خداى تعالى از اين مذهب؛ زيرا هر چه را گمان كنى دليل است بر اين پس آن مثل دليل بر ابطال نبوت نبى ٦ است.
پس ساكت شد شيخ مذكور و شرمنده شد از آنچه ذكر كرده بود و آن جمع متفرّق شدند.
[١]« مناقب ابن مغازلى» ص ٨٠- ٨٥،« مستدرك الصحيحين» ٣/ ١٢٧.
[٢]« الاستيعاب» ٣/ ١١٠٢.
[٣]« أنساب الاشراف» ٢/ ٨٥٤،« مناقب خوارزمى» ص ٨٣.