دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٤٩ - فصل ٥٣ گفتگو در باره شجاعت امام على ع - بررسى شجاعت ابو بكر در جنگها
اگر برگردند به امر او واقع شود اين تدبير موافق غرض او پس نهايت مراد است.
و اگر صورت نبندد اين، عدول كند از رأى اول چنان كه وصف كرديم از حال رؤساء در تدبيرات ايشان. يا اينكه مىگوئيم كه ابو بكر قسم نخورد به خداى تعالى در قتال اهل ردّه به اينكه خود قتال كند. بلكه قسم خورد به اينكه قتال كنند متابعان وى. و نيست قسم او به خداى تعالى بر اينكه بفرستد خالد بن وليد و اصحابش را تا اينكه برسند به حرب و قتال كنند با آن قوم دليل بر شجاعت وى في نفسه و اين ظاهر است.
و جواب ديگر و آن اين است كه ابو بكر گفت اين قول را در حال غضب چون مخالفت وى كرده بودند قوم. و خلافى نيست ميان صاحبان عقل در اينكه عارض مىشود صاحب غضب را وقت غضب وى هيجان و تفرق طبيعت به مرتبهاى كه فاسد مىكند رأى او را و صادر مىشود از او اقوالى كه وفا به آنها نمىتواند كرد نزد سكون نفس. و كارها مىكند كه پشيمان مىشود از آنها وقتى كه زايل مىشود وقوع اين افعال و اقوال از او دليل نمىشود بر فساد عقلش و وجوب اخراجش از جمله اهل تدبير.
و به تحقيق تصريح كرده است به اين آن مرد در خطبهاى كه مشهور است از او و خلاف نكرده است هيچ كس در نسبت آن به او، و اصحاب صولت[١] مىگيرند به آن و اعتماد مىكنند بر آن و مىگردانند از مفاخر وى.
و آن اين است كه گفته است: رسول ٦ بيرون رفت از دنيا نبود احدى كه طلب داشته باشد يك ضربه تازيانه يا بيشتر. و او معصوم بود از خطايا و نزول مىكردند بر وى ملائكه وحى.
پس تكليف مكنيد شما به من آنچه را تكليف مىكرديد به او؛ زيرا مرا شيطانى است كه داخل مىشود در من وقتى كه غضبناك مىشوم، پس هر گاه ببينيد مرا
[١] صولت قدرت.