دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٤٧ - فصل ٥٣ گفتگو در باره شجاعت امام على ع - بررسى شجاعت ابو بكر در جنگها
مواضع با وجود آنكه خداى تعالى واجب كرده براو و بر جميع، جهاد را پس چگونه جمع مىشود دلائل جبن و دلائل شجاعت براى يك شخص در يك وقت؟
اگر نبود اينكه تعصب مايل مىكند آدمى را به هوا و دروغ.
گفت مردى از طياب شيعه كه حاضر بود به ابو بكر مذكور، چه دليل است اين و چگونه اعتماد مىكنى تو بر اين و حال آنكه مىدانى كه آدمى گاه هست كه غضب غلبه مىكند بروى پس مىگويد اگر بخواهد از من پادشاه اين امر را قبول نمىكنم آن را.
و به درستى كه پيش ما هست شيخى ضعيف ظاهر الجبن كه نماز مىكند در مسجد ما و ما به او اقتدا مىكنيم، پس حادث نمىشود هيچ امرى كه مكروه وى و منكر او باشد إلّا اينكه مىگويد: و اللَّه صبر مىكنم بر اين و جهاد مىكنم در اينجا و اگر چه اتفاق كنند بر آن «ربيعه» و «مضر» (و ايشان دو قبيلهاند).
پس ابو بكر بن صرايا گفت كه نيست دليل بر شجاعت منحصر در آنچه تو ذكر كردى، بلكه آنچه اعتماد كرديم ما بر آن، دلالت مىكند بر شجاعت؛ چنان كه دلالت مىكند بر آن چيز خداى تعالى و آن افعالى كه ذكر كردى.
و وجه دلالت در آن اين است كه ابو بكر به اتفاق امت آفتى در عقلش نبود و چنين نبود كه نفهميده و ناقص عقل باشد، بلكه اجماع است بر اينكه از عقلا بود و اتفاق بر اينكه خوب تدبير و خوش رأى.
پس اگر نبود اينكه اعتماد داشت بر خودش و عالم بود به صبر و شجاعتش هر آينه نمىگفت اين قول را در حضور مهاجر و انصار و ايمن نبود از اينكه قوم بايستند بر خلاف او پس خوار كنند او را و سخن او را نشنوند و عاجز شود او به سبب ترسى كه دارد. اگر بوده باشد امر چنان كه دعوى كرديد شما در حق او پس ظاهر شود از او خلف در قولش و واقع نمىشود اين از عاقل حكيم.