دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٤٤ - فصل ٥٢ فرمايش ابن شاذان در باره امامت امام على ع - على ع مصداق واقعى اولو الامر است
حيات او. و به درستى كه محتاجند امت به امامى كه اين صفات داشته باشد. پس هر گاه ما بيابيم اين صفات را در مردى كه تهذيب كرده باشد رسول ٦ او را به آنها، اولى خواهد بود او به امامت از كسى كه نكرده باشد رسول ٦ در باب وى هيچ چيز از آنها.
و اما اجماع؛ پس امامت آن حضرت ثابت شده است به آن از چند وجه:
يكى آنكه اجماع كردند جميع امت بر امامت آن حضرت و اگر چه يك روز باشد و اختلاف نكردند در اين اصناف اهل امامت. بعد از آن اختلاف كردند. پس طايفهاى گفتند كه امام بود در فلان وقت و طايفهاى گفتند كه امام بود بعد از نبى ٦ در جميع اوقات حيات وى و اجماع نكردند امت بر اينكه كسى غير او امام بود در حقيقت يك لحظه و اجماع احق است به عمل به آن از اختلاف؛ دوم آنكه اجماع كردند جميع امت بر اينكه آن حضرت صلاحيت امامت داشت و اينكه بنى هاشم قائل آن بودند. و اختلاف كردند در غير آن حضرت و طايفه گفتند كه صلاحيت امامت نداشت غير آن حضرت و قابل آن نبود غير بنى هاشم و اجماع حق است و شبهه در آن نيست و اختلاف حجت نيست.
سيم آنكه اجماع كردند بر اينكه آن حضرت بعد از نبى ٦ در ظاهر عادل بود و واجب بود براى او ولايت بعد از آن اختلاف كردند. پس جمعى گفتند كه با وجود عدالت، معصوم نيز بود از كباير و ضلال. و جمعى گفتند كه معصوم نبود ليكن عادل و نيكوكار و با تقوى بود در ظاهر و آلوده نبود ظاهرا او به چيز بد. پس حاصل شد اجماع بر عدالت آن حضرت و اختلاف در عصمت او.
و اجماع كردند جميع امت بر اينكه ابو بكر معصوم نبود و اختلاف كردند در عدالتش. طايفهاى گفتند كه عادل بود و باقى گفتند كه عادل نبود؛ زيرا اخذ كرده است چيزى را كه حق او نبود يعنى امامت.
پس كسى كه اجماع كردند بر عدالت وى و اختلاف كردند در عصمتش اولى و احقّ است به امامت از كسى كه اختلاف كردند در عدالتش و اجماع بر نفى عصمتش.