دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢١٦ - فصل ٤٦ حضرت داود و همسر اوريا
فصل ٤٦ [حضرت داود و همسر اوريا]
سؤال كردند از شيخ- ادام اللَّه عزّه- از معصيت داود ٧ كه چه چيز بود؟ آن شيخ فرمود در اين دو جواب است.
يكى آنكه چون خداى تعالى گردانيد او را خليفه خود در زمين به گفته خود:
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِ[١]؛ يعنى اى داود به درستى كه ما گردانيديم تو را خليفه در زمين، پس حكم كن ميان مردم به حق.
اراده كرد كه تهذيب و تأديب او كند به امرى كه مىدانست كه نمىداند آن را، پس كرد اين را به واسطه ملائكه نه آدميان. نازل كرد براو دو فرشته را به صورت دو آدم، پس گفتند به او:
خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ[٢]؛ يعنى ما دو كسايم خصم يك ديگر، ظلم كرده است بعضى از ما بر بعضى ديگر، پس حكم كن تو ميان ما به حق و جور مكن در حكومت و هدايت كن ما را به راه راست. (پس يكى اشاره كرد به ديگرى و گفت:) اين برادر من است و او نود و نه ميش دارد (و ممكن است كنايه از زن باشد) و من يك ميش، پس او گفت كه اين را هم به من بده و غلبه كرد بر من.
داود ٧ گفت به مدّعى به طريق حكم بر مدّعى عليه بىآنكه سؤال كند از او از صحت دعواى مدعى:
[١] سوره صاد، آيه ٢٦.
[٢] سوره صاد، آيه ٢٢- ٢٣.