دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٠٤ - اشعار حميرى در هجو سوار و مدح بنى هاشم - استدلال سيد حميرى به آيات رجعت
«و اللَّه ما أبعد أن يمسخ اللَّه كثيرا من هذه الأمّة قردة و خنازير»؛ يعنى و اللَّه! من دور نمىدانم كه مسخ كند خداى تعالى بسيارى از اين امت را به صورت ميمون و خوك.
پس رجعتى كه من اعتقاد دارم به آن، چيزى است كه ناطق است به آن قرآن و آمده است به آن و به درستى كه من اعتقاد دارم كه خداى تعالى رد مىكند «سوّار» را به دنيا به صورت سگ يا ميمون يا خوك يا مور. از براى آنكه او و اللَّه متجبّر و متكبّر و كافر است.
راوى گويد: پس منصور خنديد و سيّد اين اشعار را خواند:
|
جاثيت سوّارا أبا شملة |
عند الامام الحاكم العادل |
|
؛ يعنى من به زانو درآوردم سوّار را كه كنيه او «ابو شمله» است نزد امام حاكم عادل (يعنى منصور)
|
فقال قولا خطأ كلّه |
عند الورى الحافى و النّاعل |
|
پس گفت قولى كه باطل بود همه آن نزد همه مردم خواه پا برهنه و خواه كفش پوشيده.
|
ما ذبّ عمّا قلت من وصمة |
في اهله بل لجّ في الباطل |
|
دفع نكرد هيچ عيبى را كه من گفتم در اهل و قوم او بلكه فرو رفت در باطل.
|
و بان للمنصور صدقى كما |
قد بان كذب الانوك الجاهل |
|
و ظاهر شد بر منصور راستى من چنان كه ظاهر شد كذب احمق جاهل (يعنى سوّار).
|
يبغض ذا العرش و من يصطفى |
من رسله بالنّيّر الفاصل |
|
دشمن است اين سوار با صاحب عرش (يعنى خداى تعالى) و با كسى كه برگزيده است او را از ميان پيغمبران نيّرى كه جدا مىكند حق را از باطل (يعنى قرآن و او محمد است ٦).
|
و يشنأ الحبر الجواد الّذى |
فضّل بالفضل على الفاضل |
|