دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٠٣ - اشعار حميرى در هجو سوار و مدح بنى هاشم - استدلال سيد حميرى به آيات رجعت
و فرموده است: فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ؛ ميراند خداى تعالى او را صد سال، بعد از آن زنده گردانيد (و بعضى گفتهاند كنايه از عزير يا خضر است، و دلالت اين بر رجعت ظاهر است.) و فرموده است: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ[١]؛ يعنى آيا نمىبينى جماعتى را كه بيرون رفتند از ديار خود و حال آنكه چند هزار كس بودند از ترس موت. (چون طاعون در ديار ايشان حادث شده بود).
پس خداى تعالى به ايشان گفت بميريد (به قدرت خدا مردند).
بعد از آن زنده كرد ايشان را. (و اين اعلام و اخبار ايشان بود به اينكه گريزى نيست از قضاى خداى تعالى و نه خلاصى از قدر او بلكه هر چه خواهد چنان مىشود و دلالت اين آيه نيز به رجعت واضح است.) اين است دلايل از كتاب خداى تعالى.
و به تحقيق رسول ٦ فرموده است:
يحشر المتكبّرون في صور الذّرّ يوم القيامة
[٢]؛ يعنى متكبّران محشور مىشوند در روز قيامت به صورت مور.
و فرموده است: «لم يجر في بنى اسرائيل شىء إلّا و يكون في أمّتى مثله حتّى المسخ و الخسف و القذف»[٣]؛ يعنى جارى نشده است در بنى اسرائيل هيچ چيز مگر اينكه در امّت من هم مثل آن باشد. حتى خسف (يعنى زمين فرو رفتن) و مسخ (يعنى اينكه آدمى به صورت حيوان ديگر شود) و قذف (يعنى به آتش افتادن و سنگبار شدن) و حذيفه گفته است:
[١] سوره بقره، آيه ٢٤٣.
[٢]« الكافى» ٢/ ٣١١ با مختصر تفاوت،« سنن ترمذى» ٤/ ٢٢١ حديث ٢٥٠٠.
[٣]« ميزان الاعتدال» ٣/ ٢٨٨.