دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٠٢ - اشعار حميرى در هجو سوار و مدح بنى هاشم - استدلال سيد حميرى به آيات رجعت
؛ يعنى روزى كه حشر مىكنيم و زنده مىگردانيم از هر امتى فوجى را از آن جماعت كه تكذيب مىكنند آيات ما را پس نگاه داشته مىشود اول آن فوج تا اينكه آخرشان به ايشان ملحق شوند. (و اين كنايه از كثرت و بسيارى ايشان است.
پس در اين آيه معلوم شد جمعى كه تكذيب آيات خدا مىكنند از هر امتى زنده خواهند شد).
و فرموده است در موضع ديگر وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً[١]؛ يعنى حشر كنيم مردم را و ترك نكنيم هيچ كس از ايشان را (يعنى همه كس را جمع كنيم روز قيامت) پس دانستم كه دو حشر مىباشد يكى عام (كه شامل همه كس هست و آن از آيه دوم معلوم مىشود) و ديگر مخصوص به بعض (چنان كه از آيه اول معلوم شد).
و فرموده است: رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ[٢] (حكايت از كفّار است كه مىگويند:)، يعنى خداى تعالى ميراند ما را دو مرتبه و زنده گردانيده دو مرتبه پس اعتراف كرديم به گناهان خود (اعتراف كرديم به حشر و هر چه خدا فرموده است) پس آيا هست راهى كه به آن رويم و بيرون رويم از عذاب و خلاص شويم از آن؟
(بدان كه مراد به دو مرتبه زنده شدن چنان كه در تفاسير اهل سنت مثل صاحب كشّاف و قاضى بيضاوى[٣] و غير ايشان مذكور است. عدمى است كه پيش از حيات دارند و عدمى كه بعد از آن و حياتى كه اول دارند و حيات روز قيامت با عدم بعد از حيات اول و عدم بعد از حيات در قبر و حيات اول و حيات در قبر. و ظاهر كلام سيد اين است كه مراد عدم پيش از حيات و بعد از آن است و حيات اول و حيات بعد از رجعت است تا اينكه دليل بر صحت رجعت باشد.)
[١] سوره كهف، آيه ٤٧.
[٢] سوره غافر، آيه ١١.
[٣]« تفسير كشّاف» ٤/ ١٥٤،« انوار التنزيل بيضاوى» ٥/ ٣٦.