دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٩٨ - اشعار حميرى در هجو سوار و مدح بنى هاشم - استدلال سيد حميرى به آيات رجعت
ابو جعفر منصور و او فرود آمده بود در جسر اكبر[١] تا اينكه يارى بجويد به او بر ايذا كردن سيّد.
پس سيد پيش از او رفت پيش منصور و خواند براى او قصيدهاى را كه گفته بود در آن اين اشعار را.
|
يا أمين اللَّه يا من |
صور يا خير الولاة |
|
|
انّ سوّار بن عبد اللّ |
ه من شرّ القضاة |
|
؛ يعنى اى امين خداى تعالى واى منصور واى بهترين والىها و خليفهها، به درستى كه سوار بن عبد اللَّه بدترين قاضىهاست.
|
نعثلىّ جملىّ/ لكم غير موات |
جدّه سارق عنز/ فجرة من فجرات |
|
عثمانى و جملى است و ندارد دوستى به شما و جدّ او دزديده است بز رسول را و بدى بوده است از بدان.
|
و الّذى كان ينادى/ من وراء الحجرات |
يا هناة اخرج الينا/ انّنا اهل منات |
|
جدّ او كسى است كه فرياد مىكرده است از بيرون حجرههاى رسول ٦ كه اى فلان بيرون بيا به سوى ما به درستى كه ما اهل فلانيم.[٢]
|
فاكفنيه لا كفاه اللَّه/ شرّ الطّارقات |
سنّ فينا سننا كانت مواريث الطّغاة |
|
پس كفايت كن اى منصور شرّ او را از من و خدا كفايت نكند از او شر حوادث را، قرار داده است او در ميان ما طريقها كه ميراث اهل جور و طغيان است.
راوى گويد پس خنديد ابو جعفر منصور و گفت من تو را قاضى كردم، پس مدح كن سوّار را چنان كه او را هجو كردى. پس سيد اين اشعار را انشاد كرد:
[١] پل بزرگ
[٢] اشاره دارد به نزول آيه حجرات در باره بنى عنبر كه اجداد قاضى سوّار بودهاند( علامه امينى- الغدير ٢/ ٢٥٦).