دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٩٣ - فصل ٤١ حديث جعلى در باره عمر
فصل ٤١ [حديث جعلى در باره عمر]
شيخ- ادام اللَّه عزّه- فرمود سؤال كردند از هشام بن حكم رحمه اللَّه از آن چيزى كه روايت كردهاند عامه، يعنى اينكه عمر وفات كرد و خوابانيدند او را و چيزى بر روى او پوشيدند داخل شد امير المؤمنين ٧ و فرمود:
«لوددت أن القى اللَّه بصحيفة هذا المسجّى.»
؛ يعنى دوست مىدارم كه ملاقات كنم خداى تعالى را به صحيفه اين مرد پوشيده. و در حديث ديگر آمده كه فرمود:
«إنّى لارجو ان القى اللَّه بصحيفة هذا المسجّى.»
[١] اميدوارم كه ملاقات كنم خداى تعالى را به صحيفه اين پوشيده.
هشام فرمود كه حديث ثابت نيست و سند او معروف نه، بلكه دروغ بستهاند اين را قصهخوانان و جمعى كه در راهها مىنشينند و حكايت مىكنند و بر تقديرى كه ثابت باشد معنى آن ظاهر است.
از براى اينكه عمر توطئه كرده بود با ابو بكر و مغيره و سالم مولاى ابو حذيفه و ابو عبيده كه بنويسند صحيفه ميان خود و اجتماع كنند در آن بر اينكه هر گاه فوت شود نبى ٦ ميراث ندهند به احدى از اهل بيت او و ولىّ نكنند ايشان را مقام آن حضرت بعد از او.
و اين صحيفه را عمر داشت از براى آنكه او عماد و پناه اين قوم بود. پس صحيفهاى كه دوست مىداشت امير المؤمنين ٧ اميد داشت كه ملاقات كند خداى تعالى را با آن اين صحيفه بود، تا اينكه خصومت كند با عمر به آن و حجت بياورد براو به مضمون آن.
[١]« الصّواعق المحرقة ابن حجر مكّى» ص ٩٩.