دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٧٥ - پاسخ شيخ مفيد به كعبى معتزلى
و تو اى ابو القاسم اگر چه اعجمى الاصل و المولدى[١] ليكن عربى زبان و صحيح الحسّى و خوب نيست بر اين دليل اعتماد كنى و حال آنكه ظاهرا آيه همين در كفّار است و بس، و اين بر انباط پوشيده نيست.
(انباط يعنى جمعى از اعراب كه در ميان رودخانهها مىنشينند و به معقولات ربط ندارند چه جاى غير انباط كه به زبان عرب عارفند) زيرا كه خداى تعالى حكايت مىكند از فرقه معينى كه قصد مىكنند معبوداتى را كه غير از خداى تعالى داشته و به ايشان خطاب مىكنند و مىگويند:
إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ[٢]؛ يعنى وقتى كه شما را با پروردگار عالميان برابر مىكرديم.
پس اعتراف كردند به اينكه به خداى عز و جلّ كفر آوردند؛ باز مىگويند:
وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ[٣]؛ يعنى گمراه نكردهاند ما را مگر گنهكاران.
و پيش از اين كلام قسم مىخورند و مىگفتند و اللَّه ما در ضلالى ظاهر و باهر بوديم.
پس تو اى ابو القاسم، آيا مىشناسى كسى را از خصوم خود در ارجاء و شفاعت كه قائل باشد به جواز شفاعت براى عبادتكنندگان بت كه شرك آوردند به خدا و كفر به رسولان وى تا اينكه پسنديدهاى استدلال شيخت يعنى خيّاط را به اين آيه؛ چنان كه پسنديدهاى استدلال او را به ردّ مذهب مشبّهه و مجبّره و كسى كه برود به مذهب ايشان از عامه؟! پس اگر علم به اين دعوى كنى (يعنى كسى كه به شفاعت براى كفار قائل شده) هر آينه تجاهل مىكنى (و خود را عمدا در جهل و دروغ مىاندازى)
[١] همان طور كه قبلا اشاره شد« ابو القاسم كعبى» اهل بلخ بوده است.
[٢] سوره شعراء، آيه ٩٨.
[٣] سوره شعراء، آيه ٩٩.