دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٧٣ - گمراهى معتزله در بحث«امامت» و«إرجاء»
براى نبى ٦ اكرام گردانيده است. (يعنى البته مراد اين آخر است.) پس وجه حجت در اين آيه كه او در ابطال مذهب راجئه خوانده كدام است؟
آيا ندانسته است مذهب جمعى كه در اين مسأله خصم اويند اين است كه در اخبار توقف كردهاند يعنى هر چه احتمال صدق و كذب داشته باشد و مىگويند مشخص نيست كه لفظى جز براى عموم باشد و جزم نمىكنند به ظاهر بر اينكه مراد عموم و شمول است.
پس هر گاه متضمن آيه اين باشد كه هيچ كس از آتش بيرون نمىرود نخواهد بود اين ظاهر و نه قطعى به اعتقاد قوم. بلكه احتمال دارد مراد خصوص باشد نه عموم؛ زيرا فرموده است:
أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ[١] آيا كسى را كه براو عذاب واجب شده تو او را شفاعت مىكنى؟
پس عدم قبول شفاعت را به جمعى خاص تخصيص داده و معلوم نمىشود مراد به اين جمع كيست مگر به دليل از خارج نه به نفس كلام.
به تحقيق اجماع حاصل شده است بر اينكه اين آيه در باب كافران نازل گرديده و مخصوص به ايشان است. و نيست مذهب كسى از اهل قبله اينكه شفاعت براى كفار جايز است تا آن چيزى كه «خيّاط» به آن دست زده حجت و دليل بر فساد مذهب او باشد.
[گمراهى معتزله در بحث «امامت» و «إرجاء»]
باز ابو القاسم كعبى در كتاب «غرر» گفته است كه ابو الحسين خياط در رد مذهب راجئه اين آيه را مىخواند: تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ[٢] (كفّار به بتهائى كه عبادت مىكردند خطاب مىكنند و مىگويند)
[١] سوره زمر، آيه ١٩.
[٢] سوره شعراء، آيه ٩٨- ١٠١.