دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٧١ - توضيح شيخ مفيد در باره خطبه ١٦٢ نهج البلاغه
(براى آنكه در آن وقت چارهاى جز فرمان بردن قول زمامداران نبود) و اين را به كلامى كه از آن حضرت پيش شيعه و سنى مشهور است واضح فرموده.
«أما و اللَّه لو ثنّيت لى الوسادة لحكمت بين اهل التّوراة بتوراتهم و بين اهل الإنجيل بإنجيلهم و بين اهل الزّبور بزبورهم و بين اهل الفرقان بفرقانهم حتّى يزهر كلّ كتاب من هذه الكتب و يقول: يا ربّ ان عليّا قضى بقضائك.»
[١]؛ يعنى و اللَّه! اگر براى من «وساده»[٢] دو تا كنند تا بر آن بنشينم، (و اين كنايه از آن است كه بر خلافت استقرار گيرد و براى اجراى جميع احكام اقتدار يابد) هر آينه حكم مىكنم ميان اهل تورات به تورات و اهل انجيل به انجيل و اهل زبور به زبور و اهل قرآن به قرآن ايشان تا اينكه هر كتابى از اين كتابها ظاهر و روشن شود و بگويد: يا ربّ! به درستى كه على به حكم تو قضاء كرد.
پس دلالت دارد بر اينكه آن حضرت بر اجراى جميع احكام قادر نبود.
و ناصبيّه از آن حضرت روايت كردهاند وقتى كه خلافت به او رسيد قاضيانى كه نصب مىكرد به او مىگفتند: يا امير المؤمنين، به چه چيز حكم كنيم؟ فرمود:
«اقضوا بما كنتم تقضون حتّى تكون النّاس جماعة او اموت كما مات أصحابى.»
؛ يعنى حكم كنيد به آنچه پيشتر قضاوت مىكرديد تا وقتى كه مردم بر حق اتفاق كنند يا آنكه من نيز فوت شوم چنان كه اصحاب من فوت شدند.
پس دلالت كرده است بر اينكه آن حضرت قضاء بر مذهب خود را در بسيارى از احكام به سبب اختلاف مردم با او به تأخير انداخته است، و از متخلّفين اتفاق مىكشيده يا مصلحتى وجود داشته است.
[١]« مناقب خوارزمى» ص ٩١، حديث ٨٥ با مختصر تفاوت.
[٢] وساده متكا و بالش