پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٥٥ - ابو موسى عمرو را از خود دور مىكند
|
يا عمرو انّك للامور مجرّب |
فارفق و لا تقذف برأيك اجمع ... |
|
اى عمرو تو در كارها بس آزموده شدهاى، نرمش به كار بر و تمام انديشه و آرائت را يكجا بيرون مريز.
آن مقدار از نظرت را كه توانى پوشيده و مكتوم نگهدار زيرا در اعلام نظرى كه سودى ندهد خيرى نباشد.
معاوية بن حرب را (در خلوت پيش ابو موسى) به دروغ خلع كن، تا در همان حال على نيز خلع شود، ولى كار را گونهاى بساز، كه او را (در جمع) پيش از خود به گفتار وادارى و خود پس از وى سخن گويى، آنگاه كار تمام است، برو كه آنچه از پسر هند طمع دارى از آن توست.
اگر قصد نيرنگ زدن دارى، سوگند به اشتران پوينده راه منى كه اين نيرنگى كار آمدست، خواهى بپذير و خواهى رها كن.
عمرو اين (تدبير) را درست ديد و (به ابو موسى) گفت: اى ابو موسى، رأى تو چيست؟ گفت: رأى من اين است كه ما اين هر دو مرد را خلع كنيم، سپس مردم هر كه را خوش دارند براى خويش به گزين كنند. پس هر دو (داور) در حالى كه انبوه مردم گرد آمده بودند به جمع پيوستند. نخست ابو موسى به سخن در آمد و خدا را سپاس و ستايش كرد و گفت: رأى من و عمرو بر يك امر قرار گرفته است كه اميدواريم با اجراى آن خداوند كار اين امّت را به صلاح كشاند. عمرو گفت:
راست مىگويد!. سپس گفت: اى ابو موسى، پس تو سخن گوى. ابو موسى فراز رفت تا سخن گويد، ابن عباس وى را بخواند و گفت: واى بر تو (مواظب باش)، من يقين دارم كه او قصد فريب تو را دارد، اگر شما هر دو بر امر واحدى توافق كردهايد بگذار او پيش از تو در باره آن سخن گويد و آنگاه تو پس از وى سخن گوى زيرا عمرو مرد حيلهگرى است، و من ايمن نيستم كه او بدانچه شما (در خلوت) ميان خود توافق كرده و هر دو بدان رضا دادهايد وفا كند، و مىدانم چون تو در ميان مردم به پا خيزى و سخن گويى با تو مخالفت خواهد كرد.
ابو موسى كه مردى كودن بود گفت: [اين سخنها را كنار بگذار] ما توافق