پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥١٧ - عمرو بن عاص و حمزة بن عتبه
و اين برخورد مقارن غروب آفتاب بود. (و نيز) حمزه گفت:
|
دعانى عمرو للّقاء فلم أقل |
و اىّ جواد لا يقال له هنى[١] ... |
|
عمرو مرا براى ديدار خوانده است و من رد نمىكنم، و كدام كريمى[٢] است كه او را فرا نخوانند؟
او سوار بر اسبى نژاده، باريك ميان، غرق در اسلحه كه به جولان در آيد[٣] و منحرف نشود، روى آورده است.
اگر نيزه در زير پرچم وى به او اصابت كند به خاك در مىغلتد[٤] و نيزههاى جانشكار او را از پا مىافكند.
به زير ضربات تيغ درخشانى چون شهاب و تيرهاى دلدوز «سباسب» پيكرش غرقه به خون مىشود.
عمرو نزد معاويه آمد و با او به گفتگو پرداخت و گفت: امروز به مردى بر خوردم كه [او را[٥]] آن سزد كه چون خوشههاى انگورى كه در چرخشت بيفشرند، زير سم ستوران لگد كوب شود يا به گودالهاى پست در افتد، وى ناشكيبا و كم حوصله و تند خشم است و چون زن داغديدهاى كه زبان گرفته باشد پرگويى مىكند و كين مىتوزد- عمرو افزود- اينك وى در برابر ماست، به خدا، چون جزّار[٦]، (قصابى كه اشتران را بكشد) با تيغى تيز و برّان و شمشيرى پهن ضربت مىزند، هر اسب رام نشدنى را به گاه حمله بر مىجهاند و به تك در مىآورد. سپس (عمرو به ميدان بازگشت) و به زير شكم اسب او در آمد و ضربتى بر او زد كه از اسب
[١] هنى، يعنى: يا هنى.
[٢] متن به تصحيح قياسى« اىّ جواد» و در اصل[ و انّى جواد].
شبيه به اين اسلوب( و نزديك به اين مفهوم)« ليلى اخيليه» راست:
\sُ تعيرنا داء بأمك مثله\z و اىّ حصان لا يقال لها هلا\z\E و حصان، به فتح، زن پاكدامن باشد. و هلا، به معنى: بشتاب.
[٣] متن« يجول» و در اصل[ يجوب].
[٤] متن به تصحيح قياسى« لغو در مجدولا» و در اصل[ ... مخذولا ...].
[٥] كلمه بين قلّاب در اصل نيامده و اين خبر نيز در گمانگاه خود در نسخه شنهج روايت نشده است.
[٦] متن« القدار نحر كننده شتر».