پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤١١ - نداى عكيان و اشعريان
و دشمن حالتان را دگرگونه و زار ببيند».[١] و اشعرى[٢] گفت: «اى مذحجيان، اگر رذالت و بى همّتى شما را چنين نابود كند، فردا سرنوشت اين زنان چه خواهد شد؟ خدا را، خدا را، حرمت پارهاى چيزها را نگاه داريد، و زنان و دختران خويش را به ياد آريد، آيا مردم (خارج از دين) فارس و روم و ترك را كه خداوند رخصت هلاكت آنان را به شما داده است از ياد برده (و به پيكار با مسلمانان برخاسته) ايد؟» (با اين همه) جنگاوران گلوى يك ديگر را مىشكافتند و شاهرگ يك ديگر را به دندان مىگسستند.
راوى گفت:
ابو شجاع حميرى كه از سرداران پيشاهنگ همراه على بود گفت: اى گروه حميريان [دستهايتان بشكند] آيا معاويه را از على بهتر مىدانيد؟ خدايتان از اين پويندگى باطل به گمراهى كامل كشاند. وانگهى تو، اى ذى الكلاع، به خدا سوگند نمىپندارم سوداى دين به دل داشته باشى. آنگاه ذو الكلاع گفت: اى ابا شجاع، اين سخن فرو گذار، به خدا سوگند من نيك مىدانم كه معاويه از على بهتر نيست ولى من براى خونخواهى عثمان پيكار مىكنم. (راوى) گفت: پس از آن[٣] (گفتگو) ذو الكلاع از پاى در آمد، (بدين ترتيب) كه خندف [بن بكر] بكرى[٤] او را در آوردگاه بكشت.
[١] در متن تمام اين عبارات كه حالت ندا دارد به صورت مسجع و شعرگونه آمده است.- م.
[٢] متن« و قال الاشعرى» و در اصل[ ... الاشعرون] و در شنهج[ و نادى منادى الاشعريين منادى اشعريان ندا كرد]( كه شايد مناسبتر از ضبط متن باشد.- م.)
[٣] متن« بعده» و در شنهج[ حينئذ در اين هنگام].
[٤] منسوب به قبيله بكر بن وائل.- م.