پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٠٧ - موضع اشتر و اشعث، در برابر پيماننامه
مالك و عبد الرحمن بن خالد و سبيع بن يزيد[١] و علقمة بن مرثد و عتبة ابن ابى سفيان و يزيد بن حرّ گواهى دادند.
- اين پيماننامه را «عميره» به روز چهارشنبه سيزده روز مانده از صفر سال ٣٧ نگاشت.
دو داور «أذرح[٢]» را وعدهگاه خود تعيين كردند و قرار گذاشتند على با چهار صد تن از اصحاب خويش و معاويه نيز با چهار صد تن از يارانش بدانجا بيايند و شاهد داورى باشند.
[موضع اشتر و اشعث، در برابر پيماننامه]
نصر، از عمر بن سعد كه گفت: ابو جناب[٣] از عمّارة بن ربيعه جرمى نقل كرد كه:
چون پيماننامه نوشته شد نظر اشتر را نسبت به آن پرسيدند، گفت: از هيچ كران، از راست و چپ، روى خوش نبينم اگر در اين پيماننامه كه در باره صلح و سازش است نامى از من برده شده باشد. مگر نه اين است كه من از پروردگارم برهانى آشكار (بر لزوم جنگ) و نيز يقينى قطعى بر گمراهى دشمنم دارم؟! و مگر نه اينكه اگر شما بر سست كوشى و شكست اتفاق نمىكرديد، پيروزى (بسيار نزديك) را به عيان مىديديد؟ يكى از ميان مردم به او گفت: به خدا سوگند، حقيقت اين است كه تو نيز خود نه پيروزى را ديدى و نه شكست را (و رزميدنت نتيجهاى نداشت)؟ پس بيا گواهى ده و بدانچه در اين پيماننامه نگاشته شده است اقرار كن كه تنها بدين وسيله است كه از ديگر مردم روى نمىگردانى (و تكروى نمىكنى). گفت: بر عكس، به خدا سوگند، من در (امور) دنيا به انگيزه دنياطلبى تو و در (امور) آخرت به خاطر گريز تو از آخرت
[١] متن از روى طبرى( ٦: ٣٠) و در اصل[ سمع بن زيد].
[٢] اذرح( به ضمّ راء) شهرى در نواحى شام مجاور سرزمين حجاز.
[٣] متن از روى طبرى( ٦: ٣٠)، وى ابو جناب كلبى است و در اصل[ ابو خبات] آمده است.