پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٧٨ - شعر ابو محمد اسيدى در باره صفين
شعر ابو محمد اسيّدى در باره صفين
ابو محمد، نافع بن اسود تميمى[١] سرود:
|
ألا أبلغا عنّى عليّا تحيّة |
فقد قبل الصّمّاء لما استقلّت ... |
|
هلا از من على را شادباش و درود گوييد كه تحمّل چنين كوه گرانى را به ضرورت پذيرفته است.
وى بارگاه اسلام را، پس از ويرانى، از نو بر آورد و جمعى از دونان بر ضدّش برخاستند و سپس آرام شدند.
گوييا هنگام نابودى آن، و پس از ويرانى، پيامبر با سنّتهايى كه نهاده است نزد ما باز آمد و به نوسازى پرداخت[٢].
راوى گويد:
و چون على از صفّين به در آمد، وى چنين سرود:
|
و كم قد تركنا فى دمشق و ارضها |
من اشمط[٣] موتور و شمطاء ثاكل ... |
|
چه بسيار مرد دو مويه (كلانسال) به خون خفته را در دمشق و زمينهاى آن وا نهاديم و چه بسا زن دو موى كه سوگوار شد.
و چه بسا زن داغدارى كه نيزهها جان همسرش را شكار كرد و اينك خود در شمار بيوگان در آمده است، بر داغ مرگ شوهرى (بىدفاع) كه سپيده دم رهسپار شد و تا روز شمار، ديگر باز نمىگردد[٤]، به زارى مىگريد.
[١] ابو محمد، نافع بن اسود بن قطبة بن مالك تميمى اسيّدى( به تشديد ياء) از بنى اسيّد بن عمرو بن تميم. مرزبانى گويد: شاعرى مخضرمى است كه كنيه ابو محمد داشت. دارقطنى در المؤتلف گويد: ابو محمد، نافع بن اسود در فتوحات عراق حضور داشت.- الاصابة، ٨٨٤٩. در اصل به تحريف[ ابو مجيد].
[٢] اين قطعه در شنهج نيامده است.
[٣] اشمط و شمطاء- مرد يا زنى كه موى سياه و سپيد به هم آميخته دارد و به اصطلاح مويش« جو گندمى» شده است.- م.
[٤] متن به تصحيح قياسى« فليس الى يوم الحساب بقافل- راجع» و در اصل به خطا[ ... بغافل].