پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٥٩ - روز هرير
يك ديگر كوفتند تا نيام شمشيرهاشان خرد شد و سواران بر ركابها ايستادند و سپس با تيغهاى آخته و گرزهاى آهنين به جان هم افتادند و گوشى جز غريو سپاهيان و صداى برخورد آهن با كاسه سرها و بر هم كوفتن دندانها نمىشنيد. (در آن ميان) خورشيد نيز گرفت و كسوفى واقع شد و گرد و غبار از آوردگاه بر آمد و پرچمها و علمها[١] ناپديد شد، و چهار نوبت نماز گذشت و كسى جز با تكبير گفتن، خدا را نماز نگزارد. پيران در آن گردابهاى توفنده بانگ برداشتند: اى توده عرب، خدا را، خدا را، حرمت زنان و دختران را نگهداريد[٢].
جابر گفت: ابو جعفر با حالتى گريان اين روايت را براى ما[٣] نقل كرد و گفت:
اشتر بر اسبى سرخ و سياه و كوته دم سوار بود و كلاهخود خود را روى برآمدگى زين نهاده مىگفت: «اى مؤمنان پايدارى كنيد كه تنور جنگ تفته است.» (همزمان) خورشيد از كسوف بيرون آمد و جنگ شدّت يافت و سپاهيان چون درندگان يك ديگر را مىدريدند و چنان بودند[٤] كه شاعر[٥] گفته است:
|
مضت و استأخر القرعاء[٦] عنها |
و خلّى بينهم الّا الوريع[٧] ... |
|
[١] متن از روى شنهج( ١: ١٨٥)« و الرّايات» و در اصل[ فى الرايات].
[٢] مراد اينكه زنان و دختران را با كشتار بيدريغ مردانشان بىياور و سرپرست نگذاريد.- م.
[٣] متن از روى شنهج« و هو يحدّثنا« و در اصل[ و هو يحدثنى].
[٤] متن از روى شنهج« ... فهم كما قال الشاعر» و در اصل به خطا[ ... فانتم كما ...].
[٥] اين بيت از قصيدهاى سروده عمرو بن معدى كرب است كه در خزانة الادب( ٣: ٤٦٢- ٤٦٣) و الاصمعيات، ٤٣- ٤٥ آمده و بيت پيش از آن چنين است:
\sُ و زحف كتيبة دلفت لأخرى\z كأن زهاءها رأس صليع\z\E فوج بتاخت و دشمن را بزدود، چنان كه ميدان چون سر طاس برق مىزد( يا چون كف دست صاف شده بود).
[٦] متن« القرّعاء، جمع قريع- مغلوب و گريخته» و در اصل و شنهج به تحريف[ الفرعاء] و در الاصمعيات[ الاوغال، جمع وغل- دونان و فرومايگان].
[٧] متن« الوريع- آدمى حقير و مسكين و ناتوان». در اصل و شنهج[ الوزيع] آمده كه وجهى ندارد.( شايد در اين دو نسخه تحريف« الوضيع- پست» باشد.- م.)