پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٢٢ - مباهات به رجراجه و خضريه
هر يك از دو طرف به سپاه خود افتخار مىنمود. شاميان گفتند: (نيروى) خضريّه نيز همچون (نيروى) رجراجه باشد- على را چهار هزار سپاهى زره پوشيده از همدان بود كه رجراجه (يا موج آسا) خوانده مىشدند و فرماندهى آنها را كه همگى داراى سلاح و شمشير و زره بودند سعيد بن قيس بر عهده داشت، و خضريّه (يا سبزينهپوشان) نيز چهار هزار تن به فرماندهى عبيد اللّه بن عمر بن خطّاب بودند كه نشانه سبز داشتند- پس جوانى از بنى جذام شام كه در طلايه سپاه معاويه بود گفت:
|
ألا قل لفجّار أهل العراق |
و لين الكلام لهم سيّه[١] ... |
|
هان به تبهكاران عراقى بر گوى، هر چند سخن ملايم گفتن با آنان نارواست، ...
هر گاه شما با رجاجه موجآساى خود پيش آييد[٢] ما با فوج خضريّه سبزينه پوش خويش برابرتان مىآييم، كه شهسوارانش چون شيرهاى ژيانند و نيزههاى بلند يمانى به كف دارند، و شمشيرهاى كوتاهى به دست دارند كه قويدستى و عزم راسخشان آن تيغهاى كوته را بلند و بلندتر مىكند[٣].
چون ما به هماوردى ايشان شتابيم، پسر هند گويد: خدا بنى جذام را خير و بركت دهاد.
كسان به نجاشى گفتند: تو شاعر و شهسوار مردم عراقى، پس بدين مرد پاسخى گوى. وى لختى به كنارى رفت و سپس يك تنه برابر صف شاميان رفت و به خواندن اين شعر پرداخت:
[١] سيّة، مخفف سيئة است، چنان كه« السّى» نيز مخفف« السّيّئ» است و نظير آن در شعر أفنون تغلبى آمده. اللسان ١: ٩١ و قصيده ٦٦ از المفضليات.
[٢] متن به تصحيح قياسى« نجئكم بجأواء حضريّه» و در اصل[ نجئكم بجا خضريه]. اين قطعه و قطعه بعد از آن( كه از شاهكارهاى شعر است.- م.) در گمانگاه خود در شنهج نيامده است.
[٣] به گفته اخنس بن شهاب در مفضلية، ٤١ كه( نظير همين مضمون) گويد:
\sُ و ان قصرت اسيافنا كان وصلها\z خطانا الى القوم الذين نضارب\z\E اگر چه شمشيرهاى ما كوتاه باشد ولى ما با عزم راسخ و گامهاى بلند خود كه به سوى دشمنان بر مىداريم آنها را بلند مىكنيم.