پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦١١ - گفتار قيس بن سعد در اين باره
و كورخوران[١] مىرسد[٢].
گفتار قيس بن سعد در اين باره
اين سخنان به گوش انصار رسيد، پس قيس بن سعد انصارى، انصار را گرد آورد و سخنگوى ايشان برخاست و گفت: معاويه سخنانى گفته كه به گوشتان رسيده و آن دو يارتان[٣] نيز از طرف شما پاسخش دادهاند. به جان خودم، اگر امروز شما معاويه را خشمگين كردهايد، امرى است كه تازگى ندارد چه ديروز نيز او را خشمگين كرده بوديد و اگر اينك در عصر اسلام وى را در فشار گذاشتهايد، به روزگار شركش نيز در فشار نهاده بوديد، [بزرگترين] گناه شما در نظر او اين است كه شما به اين ديانت يارى مىدهيد و از آن جانبدارى مىكنيد. پس امروز چنان بكوشيد كه آنچه را ديروز از شما ديده و كشيده از يادش ببريد و فردا چنان بكوشيد كه آنچه را امروز از دست شما كشيده از خاطرش بزداييد[٤]، شما زير اين پرچم پيكار مىكنيد كه جبرائيل و ميكائيل در سمت راست و چپش پيكار مىكردند، و آن گروه زير پرچم ابو جهل و احزاب (مخالف اسلام) قرار گرفتهاند. اما (داستان) خرماخورى، ما نخل آن را نكاشتهايم، ولى در خوردن (اين ميوه گوارا) بر آنان كه در اصل آن را كاشته بودند پيشى گرفتيم. و اما در باره طفشيله (- اشكنه عدس)، اگر واقعا اين قوت غالب و غذاى معتاد ما مىبود ما نيز همانگونه كه
[١] متن« خرنوب»(- كور، به فتح اول و دوم) نباتى است صحرايى كه دو نوع درختى و بوتهاى دارد و علوفه دام است و در صنايع گوناگون چون شيرهسازى و الكلسازى و دارويى نيز مصرف دارد.- المعجم لاروس. در لغتنامه دهخدا آمده است:« كبر يا كور، نباتى است خار دار و پر، شاخ و برگش باريك و ميوهاش در غلافى چون غلاف لوبياست و در خرابهها مىرويد».- م.
[٢] متن از روى شنهج( ٤: ٢٩٧)« فانهما يجرّان» و در اصل[ يجبران].
[٣] متن از روى شنهج« صاحباكم»( يعنى نعمان و مسلمه.- م.) و در اصل[ صاحبكم رفيقتان].
[٤] متن از روى شنهج« تنسونه» و در اصل[ فتنسونه]( مراد اينكه هر روز جدىتر و سختتر از روز پيش بجنگيد.- م.)