پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٩٩ - معاويه و مروان بن حكم و عمرو بن عاص
قصيده حجر بن قحطان
|
ألا يا ابن قيس قرّت العين اذ رأت |
فوارس همدان بن زيد بن مالك ... |
|
هلا اى پسر قيس چون ديده (نگران)، شهسواران بنى همدان بن زيد بن مالك را بديد، روشن شد و آرام يافت.
سوار بر اسبان نيكوى نژاده با دستهاى بلند و كشيده و ميان باريك، براى رويارويى با دژخويان (مىتاختند).
(با) آزموده اسبانى[١] كه در برابر ضربات نيزه مقاومت مىكردند و در جولان خود سنگها را به زير سم خرد مىنمودند[٢].
نيرويى رزماور كه على در برابر پسر هند و سپاه او بسيج كرد، و اگر (معاويه) از چنگشان نگريخته بود خود نخستين قربانى مىبود.
(على) بدان روز چنان كه مىخواست كامياب شد و هر روز ديگر نيز خداوندى كه خورشيد را به كسوف مىبرد، پيروزش مىكند.
سپاس خداى را كه وى در هر حادثه ناگوار و دشوار براى مردان دلاور خويش چون دژ و حصارى جانپناه بود.
به امير مؤمنان برگوى: اگر ما را به هر ميدان كه خواهى[٣] گسيل فرمايى، ما جانبازى خواهيم كرد.
ما سمر را در قبيله حمير و نيز كنده و بنى خفاف سكاسك[٤] را در هم شكستيم.
و همچنين عكّ و لخم را كه تازيانه بر كشيده بودند به طعن نيزههاى بلند خويش چون كنيزكان حايض (وامانده) گريزانديم.
[معاويه و مروان بن حكم و عمرو بن عاص]
[نصر گفت:] و [عمر بن سعد از رجال خويش براى ما روايت كرد كه] معاويه مروان بن حكم را بخواند و گفت: اى مروان، اشتر مرا اندوهگين [و پريشان خاطر (و نگران)] مىدارد. تو با اين گروه سوار: «كلاع» و «يحصب»
[١] متن« موقّرة ... با صلابت و آزموده» و در شنهج[ معودة للطعن عادت كرده به ضربات نيزه].
[٢] متن از روى شنهج« يجلن و يحطمن الحصى» و در اصل به خطا[ يزلن و يلحقن القنا].
[٣] متن« اذا شئت» و در شنهج[ متى شئت هر وقت خواستى].
[٤] ص ١١٧ س ١٤