پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٩٨ - پيكار همدانيان و حمصيان
به سراپرده معاويه گريزاندند. آنگاه مردى همدانى كه به طايفه ارحب [منسوب بود][١] به رجزخوانى پرداخت و مىگفت:
|
قد قتل اللّه رجال حمص |
حرصا على المال و اىّ حرص ... |
|
خداوند مردان حمص را به خاطر حرص مال بكشت، و چه حرصى (مرگبار).
آن گروه (حمصى) به سخن دروغ و نادرست[٢] فريب خوردند و پيمان خود را به چنان صورتى شكستند، و سر از فرمان خدا و مضمون نصّ (صريح ولايت) پيچيدند.
در پيشتازى فوج حمص نيز مردى از كنده پيشاپيش آنان مىتاخت و مىگفت:
|
قد قتل اللّه رجال العاليه |
فى يومنا هذا و غدوا ثانيه ... |
|
خداوند مردان عاليه را امروز به دست ما بكشت و دگربارشان نابود كرد، چنان كه (يا بسيارى از آنان) به سنگوارههاى[٣] پوسيده دوران ديرينه عاد و ثمود، در سرزمين ويران شده حجر[٤]، مانند شدند و يا معاويه بر آنان (كه زنده ماندند) چيره شد.
راوى گويد:
چون معاويه نيروى پشتيبان سواره خود را بر ضدّ همدان بسيج كرد و اين نيرو عقب رانده شد و از همدان شكست خورد، سخت اندوهگين گشت، آنگاه خود شمشيركشان به ميدان تاخت، اما سواران همدان بر او تاختند و وى به تك از چنگ ايشان بگريخت[٥] و نيروى پشتيبان سپاه شام نيز شكست خورد و همدان به جاى خود باز گشتند. و حجر بن قحطان وادعى[٦] [خطاب به سعيد بن قيس] سرود:
[١] متن« عداده»، و جاى اين كلمه در نسخه اصل ته است.
[٢] متن« ... و خرص» و در شنهج به تحريف[ و حرص].
[٣] متن به تصحيح قياسى« كرجام» و در اصل[ كرجال].
[٤]( حجر، سرزمين قوم نابود شده ثمود در عربستان كهن.- م.)
[٥] متن به تصحيح قياسى« ففاتها ركضا» و در اصل[ ففارقها ...].
[٦] متن« الوادعى» منسوب به وادعه، تيرهاى از همدان و در شنهج[ الهمدانى]- ٥٩٥