پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٨٥ - شكست بسر در برابر قيس
شكست بسر در برابر قيس
صبحگاه روز سوّم بسر بن ارطاة همراه با سواران به ميدان رفت و با قيس بن سعد كه همراه گروهى از سواران انصار بود برخورد، و جنگ ميان آنان شدّت يافت و قيس همچون توسنى بىلگام (مىخروشيد) و مبارز مىطلبيد و مىگفت:
|
انا ابن سعد زانه عباده |
و الخزر جيّون رجال ساده ... |
|
من پسر سعدم كه «عباده» مرا زيور كرامت در پوشانده و خزرجيان جمله مردانى بزرگمنشند.
گريز از ميدان هرگز عادت من نبوده كه گريختن براى جوانمرد تن سپردن به قلّاده ننگ و عار است.
پروردگارا، تو خود شهادت را نصيبم فرماى كه كشته شدن بهتر از سر سپردن به اراذل و اوباش است.
تا كى بستر گرم و نرم برايم گسترده شود و در آن بغنوم.
و با زبده سواران بسر به نيزهزنى پرداخت و آنان را هدف ضربات پياپى نيزه قرار داد[١]، پس از ديرى بسر (خود) به ميدان هماوردى او آمد و مىگفت:
|
انا ابن أرطاة عظيم القدر |
مردّد[٢] فى غالب بن فهر[٣] ... |
|
منم پسر ارطاة گرانقدر كه در ميان (تيره) غالب بن فهر نامدار و زبانزد هستم.
گريختن در سرشت بسر نيست و نخواهد كه امروز از ميدان ناكام و ناپيروزمند باز گردد.
من، به جان خود عهد كردهام كه اگر فقط يك روز از عمرم باقى مانده باشد دشمنم را از پاى در آورم.
بسر با نيزه ضربهاى بر قيس نواخت و قيس با شمشير او را عقب راند، سرانجام قيس چيره شد و رزماوران جملگى بازگشتند.
[١] متن از روى شنهج« و طاعن خيل بسر» و در اصل[ فطعن خيل بسر].
[٢] متن از روى شنهج« مردّد» و در اصل[ مراود].
[٣] مراد غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه است. در شنهج[ غالب و فهر] آمده.