پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٨٣ - شكست معاويه در برابر سعيد
قرار گير، و سپس هر يك از شما را گروهى از سواران پشتيبانى خواهند كرد. وى پنج روز، هر روز براى يكى از ايشان نوبت ميداندارى نهاد. معاويه صبحگاه [روز بعد] تمام سواران را بسيج كرد و [خود] آهنگ نبرد با (قبيله) همدان نمود و سواران را پيش مىراند و مىگفت:
|
لا عيش الّا فلق قحف الهام |
من أرحب و شاكر و شبام ... |
|
زندگى نشايد مگر آنگاه كه تاركهاى سپاهيان از خرد و كلان و خرسند و ناخرسند شكافته شود.
از اين پس هيچ عامل باز دارندهاى مانع من نيست كه از ميان انبوه كشتگان و مجروحان راه خود را به پيش گشايم.
عراق را به خشونتى هر چه تمامتر به تصرّف در خواهم آورد و در آن ديار روزگارى مدام مراسم سوگوارى ابن عفّان (عثمان) را به پا مىكنم.
شكست معاويه در برابر سعيد
آنگاه با انبوه سواران خويش هجوم آورد، (قبيله) همدان بانگ شعار خود را سر دادند و سعيد بن قيس صفوف را شكافت و با اسب به سوى معاويه تاخت و دامنه جنگ گسترده شد و تا شب ادامه يافت. چون شب در رسيد همدانيان دريافتند كه معاويه از چنگشان گريخته است. سعيد بن قيس در اين باره سرود:
|
يا لهف نفسى فاتنى معاويه |
فوق طمرّ كالعقاب هاويه ... |
|
واى بر من كه معاويه سوار بر اسبى سركش چون شاهين دوزخ از چنگم گريخت.
سوگند به جمّازههاى نر تيزگام[١] كه او ديگر بار جز بر سر ناقه يال تافته باريك ميانى بر نمىگردد.
اگر چنان روزى باز آيد (بىملاحظهتر) دست (و شمشيرم را) بالا برم.
[١] متن« و الرّاقصات لا يعود ثانيه سوگند به رقصندگان» و مراد از راقصات اشتران چابك سيرند كه هنگام پويه به رقص در آيند( و اين گونه سوگند نزد عرب مرسوم بوده است.- م.) ايمان العرب، از نجيرمى، ص ٢٠، و امالى القالى( ٣: ٥١).