پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٦٥ - پاسخ فضل بن عباس
عرصه بر تو پيشى نمىگيريم و اگر در صدد خيرى، تو در آن زمينه از ما پيشى نتوانى گرفت. [و السّلام.]
پاسخ فضل بن عباس
آنگاه [برادرش] فضل بن عباس را بخواند و به او گفت: «برادر به عمرو پاسخ ده» و فضل سرود:
|
يا عمرو حسبك من خدع و وسواس |
فاذهب فليس لداء الجهل من آسى ... |
|
اى عمرو از نيرنگ و وسوسه دست بدار و از صحنه بيرون رو كه درد جهل را علاجى نباشد.
جز ضربات پياپى نيزه در گلوگاه شما كه جانهايتان را بربايد و نخوت سرها را درمان كند.
اين دارويى است كه درد گروه شما را درمان مىكند تا سر به فرمان على و ابن عباس بسپاريد.
اما درباره على (بايد گفت) خداوند او را به فضايلى برترى بخشيده كه در قلّهاى رفيع بر فراز همه مردم قرار دارد.
اگر دست از جنگ بداريد ما نيز آن را محدود مىكنيم، و اگر آتش جنگ را برافروزيد ما از پيكار ابايى نداريم.
در صحنه پيكار و ميان گرد و غبار آوردگاه بر ما و شما ماجراهايى جبرانناپذير گذشت و همه دستخوش شدّت و سختى شديم.
كشتگان عراق در برابر كشتگان شام شربت شهادت نوشيدند، و ما از اين شهادت كه در راه حق بود پروايى نداريم.
خدا مبارك ندارد (حكومت) مصرى را كه برايت شرّ به بار آورد و بهره تو از آن درد ته مانده در جامى بيش نيست.
اى عمرو تو از عشقبازيها و كامجوييهاى آن بىبهره مىمانى و سوگند به اشتران تيزتك، (از عذاب) روز جزا نصيب سرشار خواهى داشت.
سپس نامه و شعر را به على نشان داد، (على) گفت: «به نظر من اگر او خردمند باشد ديگر پاسخى به تو نخواهد داد، اما اگر پاسخى داد تو نيز جوابش ده.»