پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٤٥ - از رجزهاى صفين
از رجزهاى صفين
سپس خزيمة بن ثابت حمله كرد و مىگفت:
|
قد مرّ يومان و هذا الثّالث |
هذا الّذى يلهث فيه اللّاهث ... |
|
دو روز بگذشت و اين سوّمين روز نبرد است. اين روزى است كه زبان از كام تشنگان برون آمده و لهله مىزنند.
اين است آن روز كه جويندگان (حق و شهادت) آن را مىجويند، آدمى اميدوار است تا چند در اين جهان بزيد؟
مردمان ميراث گذاران و ميراث برانند[١]، اين على است، و هر كه از او نافرمانى كند عهد شكن باشد.
وى كشته شد و آنگاه خالد بن خالد انصارى به ميدان آمد و مىگفت:
|
هذا علىّ و الهدى أمامه |
هذا لوا نبيّنا قدامه ... |
|
اين است على كه راه رستگارى را در پيش دارد و اين پرچم پيامبر ماست كه پيشاپيش اوست.
همان راه او را مىنوردد و ما هرگز چنين هراسى نداريم كه وى دستخوش ترس يا گناه شود.
رزمجويى وى از اوست و راه او را ادامه مىدهد.
وى ساعتى با نيزه جنگيد و آنگاه بازگشت. سپس جندب بن زهير حمله كرد و مىگفت:
|
هذا علىّ و الهدى حقّا معه |
يا ربّ فاحفظه و لا تضيّعه ... |
|
اين است على و به راستى هدايت با اوست، بار الها او را حفظ كن و تباهش مدار.
پروردگارا او فقط از تو مىترسد پس مقامش را بلنددار، و ما در پيكارى كه او مىكند وى را يارى مىدهيم.
او داماد پيامبر است كه سر به فرمان او نهاد و نخستين كسى است كه با او بيعت و از او پيروى كرد.
[١] مراد اينكه انسان محكوم به مرگ و فناست و جهان دست به دست مىگردد.- م.