پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٤٢ - حمله اشتر و شعر نجاشى در اين باب
|
انّى اذا ما الحرب فرّت عن كبر |
تخالنى أخزر من غير خزر ... |
|
من بدانگاه كه دامنه جنگ بالا گيرد بدون آنكه خود حيران شوم ديدگان را خيره مىكنم، صفوف را مىشكافم و ميداندارى من به آوردگاه چون يكّه تازى اژدهاى دمان بر سر صخره است.
من مسئوليت آنچه را از نيك و بد به عهدهام نهاده شده مىپذيرم
حمله اشتر و شعر نجاشى در اين باب
اين ماجرا على را غمين كرد و پس از آن كه عمرو بن عاص با فوجى پيش آمد (على به اشتر) گفت: اى «پسر شمشير خدا[١]» پيش تاز و صف بشكاف كه لحظه پيروزى در رسيده است! كسان روى به اشتر (كه چنين خطاب و فرمانى از على شنيده بود) آوردند و گفتند: امروز روزى از روزهاى (دلاوريهاى) پيشين توست زيرا پرچم معاويه چندان نزديك آمده كه آن را مىبينى. اشتر پرچم خود را برگرفت و هجوم آورد و مىگفت:
|
انّى انا الأشتر معروف الشّتر |
انّى انا الافعى العراقىّ الذّكر |
|
|
منم، منم اشتر نامدار چشم برگشته |
منم، منم، نرّه اژدهاى عراقى |
|
من از قبيله ربيع يا مضر نيستم[٢] بلكه از بنى مذحج دلير سرفرازم، و آن قدر دشمنان را بكوفت كه به جاى خود بازگشتند، و فوج عمرو عقبنشينى كرد.
نجاشى در اين باره سرود:
|
رأيت اللّواء لواء العقاب[٣] |
يقحّمه الشانئ الاخزر ... |
|
[١] متن« يا ابن سيف اللّه».
[٢] متن از روى مروج الذهب( ٢: ٢١)« لست من الحىّ ربيع أو مضر» و در اصل[ ... ربيعة و مضر ...] كه مخل وزن شعر است.
[٣] در شنهج( ٢: ٢٨٥)[ و لما رأينا اللّواء العقاب]( اين حمله بزرگ عمرو بن عاص زير پرچم عقاب نشان معاويه آغاز شده بود.- م.)