پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٠٢ - نامه معاويه به ابى ايوب و زياد بن سميه
نفرين خدا بر گروهى باد كه ايشان را كشتند و رسوايى و گزندهاى بسيار نصيبشان باد.
[نامه معاويه به ابى ايّوب و زياد بن سميّه]
نصر: عمر بن سعد، از اعمش به ما چنين باز گفت كه:
معاويه به ابى ايّوب، خالد بن زيد انصارى[١] كه صاحبخانه و مهماندار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله، و خواجهاى بزرگوار از سروران انصار، و از هواخواهان على عليه السلام بود نامهاى نوشت و نيز به زياد بن سميّه[٢]- كه كارگزار على عليه السلام بر بخشى از فارس بود- نامهاى نگاشت. نامه وى به ابى ايّوب يك سطر بيش نبود: «زنى كه زفاف را پشت سر نهاده، برگيرنده مهر دوشيزگى خويش و نيز قاتل نخستين فرزند خود را از ياد نبرد[٣].» ابو ايّوب مقصود وى را از اين عبارت در نيافت و نزد على آمد و گفت: اى امير مؤمنان، پسر (هند) جگرخوار و پناهگاه منافقان نامهاى به من نوشته است كه مضمون آن را در نمىيابم.
على به وى گفت: آن نامه كجاست؟ نامه را به وى تقديم كرد و (امام عليه السلام) آن را خواند و گفت: آرى، اين مثلى است كه براى تو آورده، مىگويد: من آن
[١] متن از روى شنهج و الاصابة تصحيح شده و وى خالد بن زيد بن كليب انصارى است كه چون پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه( و آله) به مدينه گام نهاد در منزل او اقامت گزيد تا اتاقها و مسجد خود را بساخت. خالد به سال ٥٢ در نبرد قسطنطنيه در گذشت. الاصابة ٢١٥٩. در اصل به خطا[ خالد بن ايوب ...].
[٢] زياد پسر سميّه، كه چون پدرش شناخت نبود وى را به نام مادر مىخواندند و معاويه طى مراسم ننگآورى با ارائه شهادتى كه داستانش مشهور است براى جلب او به دستگاه حكومت خويش وى را با انتساب زنا به پدر خويش، پسر طبيعى ابو سفيان و برادر خود معرفى كرد. وى را زياد بن عبيد و زياد بن ابى سفيان نيز خواندهاند.
ابن زياد نخست از ياران على عليه السلام بود ولى بعد بر اثر حيلههاى معاويه به دام نيرنگ او درافتاد.- م.
[٣] عبارت متن كه اصل مثل است:« لا تنسى شيباء أبا عذرتها، و لا قاتل بكرها» گويند ياء« شيباء» بدل از واو است و در اصل« شوباء» باشد، به اين اعتبار كه« ماء الرّجل شاب ماء المرأة» اما صورت اصل شوباء، سماعا نيامده و همين وجه، با ياء بدل لازم شده است مانند: عيد و أعياد، از عودة.