پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٠ - خطبه جرير نزد معاويه
آزادشدگان جنگى[١] هستى و اسيران آزاد شده سزاوار خلافت و شركت در شورى نيستند. اينك من جرير بن عبد اللّه را كه از مؤمنان و مهاجران است، نزد تو و آنان كه پيرامونت هستند[٢] فرستادم. پس بيعت كن، و لا قوّة الّا باللّه (نيست نيرويى مگر به خداوند).
خطبه جرير نزد معاويه
چون (معاويه) اين نامه را بخواند جرير به پاى ايستاد و گفت: «ستايش خداوندى را كه به بخشندگى ستوده است، و (خلق) نعمت فزايى را از او آرزو كنند و پاداش را از او انتظار دارند و در برابر دشواريها و گرفتاريها از او مدد گيرند. او را مىستايم و در كارهاى عظيم كه خردها (ى بشرى) در آن درمانده و اسباب[٣] (دنيوى) در برابر آنها وامانده است، از او مدد خواهم. و گواهى مىدهم كه محمد بنده و فرستاده اوست، وى را پس از فاصله فترت[٤] و بعد از پيامبران پيشين و قرنهاى گذشته[٥] و (انقراض دوران) كالبدهاى پوسيده و عصر زوال سرشتهاى سركش بفرستاد، پس رسالت خود را بگزارد و مردم را اندرز داد و حقى را كه خداوند به امانتش سپرده و فرموده بود به امت بسپارد، به تمامى ادا كرد. درود و سلام خدا بر چنان فرستاده برگزيدهاى[٦] باد.
آنگاه (جرير پس از اين مقدمه) گفت: اى مردم، بىگمان ماجراى عثمان حاضران و نزديكان را (كه خود ناظر واقعه بودهاند) خسته و حيران كرده پس
[١]« الطّلقاء» اسيران جنگى كه در نبرد با مسلمين پس از اسارت و تسليم به سپاه اسلام آزاد شوند و مراد كسانى هستند كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله روز فتح مكه ايشان را آزاد فرمود و با آنكه مىتوانست، به بردگيشان نگرفت.( و خاندان ابو سفيان از آن جمله بودند.- م.)
[٢] متن« و الى من قبلك» كه در شنهج نيامده است.
[٣] متن« الاسباب» و در اصل[ ... الارباب] كه مورد ندارد. اين جمله در شنهج نيامده است.
[٤] متن« بعد الفترة، و بعد الرّسل الماضية» و در شنهج[ و بعد فترة من الرسل الماضية].
[٥] از اينجا تا« الطاغية سركش» در شنهج نيامده است.
[٦] متن« من مبتعث و منتجب» و در شنهج[ من رسول و مبتعث و منتخب].