پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٩٣ - گفتگوى عدى بن حاتم
كاش خانوادهام بر مرگم شيون بر آرند[١]، از «حوبه[٢] مادر، و عمّه و عروسم[٣] (جملگى بر سوگم نشينند).
نصر: «حوبه» قرابت نزديك باشد. چون مرا گويند: فلان كس «حوبه» است، يعنى خويشاوند نزديك است.
[گفتگوى عدىّ بن حاتم]
نصر، از عمرو بن شمر به اسنادش گفت:
آن روز مردى به عدىّ بن حاتم كه از ياران برجسته على عليه السلام بود گفت: اى ابا طريف آيا از تو نشنيدم كه در «يوم الدّار[٤]» مىگفتى: «به خدا، در اين ماجرا بزغاله ماده يك سالهاى هم تيزى نيفكند![٥]» و اينك عواقبى را كه در آن ماجرا[٦] نهفته بود ديدى؟- چشم عدىّ در جنگ شكافته شده بود و پسرانش نيز كشته شده بودند[٧]- گفت: آرى، به خدا سوگند كه هم ماده بزغاله در آن ماجرا تيز افكند[٨] و هم بز نر كلان پيشاهنگ.
[١] متن« يا ليت اهلى قد علونى رنّه» و در شنهج( ٢: ٢٧٩)[ و سوف تعلو حول قبرى رنّه به زودى پيرامون گورم شيون بر خواهد خاست].
[٢] متن« من حوبة و عمّة و كنّه» در تفسير كلمه« حوبه» از ابى عبيد آمده است:« پارهاى اهل علم آن را به ويژه بر« مادر» تأويل مىكنند و گويد به نظر من هر يك از بانوان خويشاوند باشند كه چون سرپرستشان آنان را ترك كند روزگارشان سياه و زار شود: چون مادر يا خواهر يا دختر يا جز آنان».
[٣] متن« كنّه» كه بر زن پسر و زن برادر اطلاق مىشود.
[٤] روزى كه عثمان در خانهاش كشته شد.- م.
[٥] متن از روى شنهج« لا تحبق» و در اصل[ لا تخنق]. لا تحبق فيها عناق حوليّة يا ... لا تحبق فى هذا الامر ... ضرب المثل است. ميدانى گويد:« اين ضرب المثل در موردى بكار مىرود كه كارى يا قتلى انجام شود كه رنجى براى آن نبرند و كسى را بر سر غيرت نيارد و پيامدى هم نداشته باشد و بر اثر آن كسى به خونخواهى برنخيزد. نخستين كسى كه اين مثال را به زبان آورد عدىّ بود كه در قتل عثمان آن را به كار برد.
[٦] متن« ما كان فيها»( و شايد فيهما باشد.- م.) مرد دو جنگ جمل و صفّين است كه به بهانه خونخواهى عثمان بر پا شد.
[٧] متن« و قد كانت فقئت عين عدىّ و قتل بنوه» و در ميدانى آمده است:« فلما كان يوم الجمل فقئت عين عدىّ و قتل ابنه بصفّين چشم عدىّ در جنگ جمل شكافته شده بود و پسرش در جنگ صفّين كشته شد.»
[٨] متن از روى شنهج و امثال ميدانى« لقد حبقت» و در اصل[ خنقت].