پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٩٢ - ناله على بر قتل او و سوگوارى ابى طفيل بر هاشم
در ميدان افكنديم در صفّين، آنگاه كه صفوف شما از او روى تافته و مىگريختند[١]. و نيز چهره ابن عتّاب را به خاك سياه و تباه كرديم.
و طلحه را از پس زبير خوار كرديم و به روز جنگ «نايب[٢] و معين نايبى[٣]» به جا ننهاديم كه پيش خزند.
ما بوديم كه (به جنگ جمل) آن شتر و پيرامونيانش[٤] را محاصره كرديم و ما بوديم كه زهرى آميخته (از مرگ و شكست) به شما چشانديم.
[ناله على بر قتل او و سوگوارى ابى طفيل بر هاشم]
نصر گويد:
ابن محصن از ياران نامدار على بود (و چون) در معركه كشته شد على عليه السلام بر قتل او ناليد.
راوى گفت:
ابو طفيل، عامر بن واثله- كه از اصحاب بود، و گفتهاند آخرين بازمانده اصحاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه كه با على عليه السلام در صفّين شركت جست و از شيعيان پاكدل بود[٥]- درباره قتل هاشم بن عتبه مىگويد:
|
يا هاشم الخير جزيت الجنّه |
قاتلت فى اللّه عدوّ السّنّة ... |
|
اى هاشم نيكمرد بهشت را به پا داشت دادند، در راه خدا با دشمن سنّت (رسول) پيكار كردى.
و با دستشستگان از حق و اهل ترديد جنگيدى، بدانچه به لطف خدا بدان نايل شدى فخرى عظيم كن.
روزگار مرا چنان كرد چنان كه گويى من چوبى خشك و پوسيده شدهام، اى
[١] متن« ارفضّ عنه صفوفكم» و در شنهج[ ... عنه رجالكم مردانتان از او روى تافته مىگريختند].
[٢] متن« عريفا و منكبا» و عريف، در سلسله مراتب نظامى يك درجه پايينتر از« رئيس» است( كه در اصطلاح نظامى امروز گروهبان است و به اعتبار نيابت از فرمانده، نايب ترجمه شد.- م.)
[٣] منكب، بر وزن مجلس، دستيار عريف باشد. ليث گويد: منكب سركرده عريفان است( در اصطلاح نظامى امروز، استوار.- م.)
[٤] متن« احطنا بالبعير و اهله» و مراد شترى است كه عايشه بر آن سوار شد و آن جنگ را بدين مناسبت جنگ جمل ناميدند.
[٥] شرح حالش پيشتر در صفحه ٤٢١ گذشت.