پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٥٥ - نشانه شاميان و عراقيان
بگردانيد. به راستى اگر شما زبدهاى از افراد خود را بر سرشان بتازانيد (دشمنان) در اين فلات گسترده شما را وا نهند و خود چون آهوان[١] بگريزند. آنگاه ربيعيان (طوايف) تيم اللّه و نمر بن قاسط و عنتره را بر سر آنان فرستادند. (اين مهاجمان) گفتند: ما پياده و آهنپوش به سمت آنان شتابيم كه اينك هنگام پيكار ما در صفّين باشد. چون ما (بدين عزم) به ميدان رزم با آنان درآمديم ايشان چون ملخ گريختند.
راوى گفت:
من سخن اشتر را به ياد آوردم كه گفته بود: «چون آهوان[٢] خواهند گريخت» آنگاه ما به ديگر ياران خود پيوستيم كه جنگ سخت ميان ايشان با شاميان در گرفته بود و شاميان جمعى از عراقيان را كه پارهاى از ربيعيان نيز در ميان آنها قرار داشتند محاصره كرده بودند و ما بدانها دسترس نداشتيم، تا آنكه به شاميان حمله كرديم و شمشيركش بر آنان تاختيم تا راهى گشودند و ما به ياران خويش رسيديم [و آنان را نجات داديم] و در زير گرد و غبار آوردگاه آنان را از چهرهها و نشانههايشان باز شناختيم[٣].
نشانه شاميان و عراقيان
نشانه عراقيان در صفّين پارچه پشمين سپيدى بود كه بر سر و شانههاى خود افكنده بودند و شعارشان اين بود: «يا اللّه، يا احد، يا صمد، يا ربّ محمد، يا رحمن، يا رحيم- اى خدا، اى يكتا، اى بىنياز، اى پروردگار محمد، اى بخشنده، اى مهربان»، و نشانه شاميان پارچههايى زرد[٤] بود كه بر سر و شانههاى خود افكنده بودند و شعارشان اين بود:
«ما بندگان شايسته و به حق خداونديم، اى خونخواهان عثمان». پرچمهاى عراقيان
[١] متن« اليعافير» جمع يعفور، نوعى آهو كه اندامش به گوزن مىماند و ساقهايش به ظرافت ساق آهو نيست.- م.
[٢] متن از روى شنهج( ٢: ٢٧١)« كاليعافير» و در اصل[ كانهم اليعافير].
[٣] متن از روى شنهج« و عرفناهم تحت النّقع» و در اصل[ و عرفنا علامة الصوف و نشانه پشمين را بشناختيم].
[٤] متن از روى شنهج« صفرا» و در اصل[ بيضا سپيد].