پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٥١ - پيوستگان به دستار
اگر بگريزيم، فرار ما برابر روى بر تافتن و پشت كردن (و تن به خوارى سپردن) ماست.
روى برتافتن از ميدان با نيزه به دست گرفتن ناسازگار است، گامهاى استوار به هنگام گير و دار از جاى نجنبد.
آنگاه (قبايل) ازد و بجيله بر همدان حمله بردند و آنان به تپهاى پناه جستند و بر فراز آن رفتند ولى ازد و بجيله به شدّت به حمله خود ادامه دادند تا آنان را از (آن سوى) تپه فرود آوردند. ديگر بار همدان به سوى آنان پيچيدند و بديشان تاختند تا صحنه پيكار را ترك كردند. آن روز در يك نوبت سه هزار تن از ازد و بجيله كشته شدند. آنگاه (قبيله) همدان براى جنگ با (تيره) عكّ آماده شدند، و (اين بيت) گفته شد:
|
همدان همدان و عكّ عكّ |
ستعلم اليوم من الأركّ[١]. |
|
«همدان» همدان است و «عكّ» عكّ است (هر يك با ويژگيهاى خود)، امروز خواهى دانست كه كدامين ناتوانتر است.
عكّيان زره پوشيده بودند ولى ساق پوش[٢] بر پاى نداشتند و از اين رو همدانيان (به افراد خود) گفتند: آنان را پى كنيد- يعنى شمشير بر ساق پايشان زنيد[٣]- و عكّيان (به ياران خود) گفتند: چون اشترانى[٤] كه زانو بر زمين زنند بر سر زانو در آييد (و پايدارى كنيد). از اين رو چون اشترانى كه به زانو در آيند زانوان بر زمين استوار كردند[٥] و آنگاه سنگى كلان در ميان نهادند و (هم پيمان)
[١] متن از روى شنهج« اركّ» و در اصل[ ادكّ كوبندهتر].
[٢] متن« رانات» جمع« الرّان». در قاموس آمده:« پاپوشى است مانند پوتين كه كف ندارد و ساق آن بلندتر از پوتين باشد»( در واقع نوعى چكمه بدون كف يا« گتر ساقه بلند» كه براى حفاظت ساق و روى پا بكار مىرفته است.- م.)
[٣] آنچه پيشتر در ص ٣٥٢ گذشت.
[٤] متن از روى شنهج( ٢: ٢٧٠)« الكمل» يعنى الجمل و در اصل[ الجمل]. عكيان جيم را به صداى كاف تلفظ مىكردند- ص ٣١٠
[٥] متن« كما برك الجمل» و در شنهج[ كما يبرك الجمل]( استوار بر زانو نشستن و پا فشردن. كنايه از پايدارى است و نيز در مورد تير اندازان، حالت آماده باش براى تير اندازى نشسته است.- م.)