پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٥ - شعر معاوية بن صعصعة
تباه «ابن يثربى» تيره بخت شدند، و (دودمان) «حنظله» از پى نادرست انديشى «لحيان»[١] گمراه شدند و (تيره) «عدىّ» به رايزنى غلط «زفر و مطر» بيچاره شدند و (تيره) بنو عمر بن تميم بر اثر كج راهنمونى عاصم بن دلف نگون بخت شدند. (اما) خداوند شما را به سبب درستانديشى من در حق شما، از خطا محفوظ داشت تا بدانچه اميدوار بوديد رسيديد و از آنچه مىترسيديد دل آسوده شديد و از بلاديدگان جداگشتيد و به عافيت يافتگان پيوستيد. من بايد شما را آگاه كنم كه ما در كوفه بر بنى تميم وارد شديم و آنان دو نوبت فضل خود را به ما نمودند، يك بار در گامسپارى با ما و هم آوازى با على و ديگر بار در اظهار علاقه به اعزام خود به سوى (جبهه) شام. سپس به گونهاى (در نهضت علوى) عجين شدند[٢] كه گويى ما چنان شديم كه جز به وسيله آنها شناخته نمىشويم، پس شما نيز به ما روى آوريد و تنها وجود آنان را بسنده ندانيد، اينك افرادى از ما از سركردگان آنهايند مشتاقانه به ما بپيونديد[٣] و درنگ نكنيد زيرا (گاه باشد كه) نوعى از بخشش و كرم، به امساك و دريغ ورزى ماند و گونهاى از ياورى، به وانهادن و خوددارى از پايمردى شبيه باشد، دريغورزى با وجود بخشش، همان كم بخشيدن به گاه عطاست و وانهادن با وجود ياورى، همان تأخير در كمك رسانى است و حقوق (الاهى) جز به رضايت خاطر و خرسندى قلبى به درستى ادا نشود و آن كس كه ناگزير باشد به كمتر از كمال مطلوب و آرزوى خود رضا دهد» (كه وجود ناقص به از عدم صرف است).
شعر معاوية بن صعصعة
معاوية بن صعصعه كه برادرزاده احنف بود نوشت:
|
تميم بن مرّ انّ احنف نعمة |
من اللّه لم يخصص بها دونكم سعدا ... |
|
[١] در اصل[ الحيان] كه تحريف است.
[٢] متن« ثم اخمروا سپس نهان شدند» و در اصل[ ثم احمسوا] و در الامامة و السياسة[ ثم انحشرنا معهم].
[٣] متن« و حنانا ان تلحق- كذا» و شايد:[ و جنانا ان نلحق] باشد.