پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٤٥ - گفتار درباره«آن كس كه از جان خود مىگذرد»
كرده بودند، و نيز خير[١]، برده آزادشده بنى حضرميان، و خبّاب بن الأرتّ، برده آزاد شده ثابت بن امّ انمار[٢]، و بلال برده آزاد شده ابو بكر، و عابس[٣] برده آزاد شده حويطب بن عبد العزّى، و عمّار بن ياسر، و پدرش (ابو) عمّار[٤]، و سميّه مادر عمّار. پدر و مادر عمّار كشته شدند، و آن دو نخستين كشتگانى بودند كه از مسلمانان به قتل رسيدند، و پس از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه از مكّه به مدينه هجرت فرمود (كفّار قريش) آنان را شكنجه داده و از ايشان خواسته بودند كه به كفر برگردند.
(اما) صهيب (كه) مردى كهنسال و دارا بود، به مشركان گفت: آيا خيرى از من انتظار داريد؟ گفتند: چه خيرى؟ گفت: من پيرى كهنسال و ناتوانم و اگر با شما يا بر ضدّ شما باشم اين شما را زيانى نرساند، سخنى گفتهام كه خوش ندارم از آن برگردم. آيا ممكن است مالى از من بستانيد و مرا با دين خود گذاريد؟ پس چنان كردند و اين آيه نازل شد. هنگامى كه وى به مدينه آمد ابو بكر او را ديد و به او گفت: اى صهيب تجارت پرسودى كردى، و نيز گفت: سوداى تو زيان نمىدهد، و اين آيه (و من النّاس من يشرى ...) را بر او بخواند و وى از آن سخت شادمان
[١] نام وى خير، و گويند: جبر بوده است، برده آزاد شده عامر بن حضرمى، برادر علاء بن حضرمى صحابى مشهور، و اين فرموده خدا درباره خير آمده است: إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ مگر آن كس كه به ناخواست وادار شد و دلش به ايمان مطمئن و استوار بود»( النحل، ١٠٦) عامر وى را به كفر گويى واداشت. سپس عامر خود به اسلام گرويد و در شمار صحابه در آمد- الاصابة و السيرة، ٢٦٠، چاپ گوتنگن.
[٢] در اصل چنين است، و در الاصابة:[ مولى امّ انمار الخزاعيّة، و قيل غير ذلك برده آزاد شده امّ انمار خزاعى، و جز اين نيز گفتهاند].
[٣] متن،« عابس» با باء به تصحيح قياسى، چنان كه در قاموس در ماده« عبس» آمده است. در الاصابة، ٤٣٣١ آمده كه گفتهاند: اين آيه در حق او و صهيب( هر دو) نازل شده كه فرمايد: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ پارهاى از مردمند كه از جان خود در راه خدا درگذرند».( به عقيده مفسّران اماميّه اين آيه در حق مولاى متّقيان على بن ابى طالب عليه السلام است كه به جاى پيغمبر( ص) خوابيد و جان خود را پيشمرگ آن حضرت ساخت.- م.) در اصل در دو جا به تحريف[ عايش] آمده است.
[٤] متن« ابو عمّار» و در اصل به تحريف[ ابى عمار].