پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٤٤ - گفتار درباره«آن كس كه از جان خود مىگذرد»
نرمدلى كه آن گروه گردنكش ستمكار تو را مىكشند».
نصر، از حفص بن عمران ازرق برجمى[١] كه گفت: نافع بن جمحى، از ابن ابى مليكه[٢] مرا حديث كرد و گفت:
عبد اللّه بن عمرو بن عاص (به پدرش گفت): اگر نه آن بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه دستور به فرمانبردارى خواه و ناخواه را (به اعتبار پدر بودن) از تو داده است، من هرگز اين راه را با تو نمىپيمودم. آيا نشنيدى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه به عمّار مىفرمايد: «آن گروه گردنكش ستمكار تو را مىكشند»؟
نصر، از حفص بن عمران برجمى، از عطاء بن سائب، از ابى البخترى كه گفت:
اويس قرنى[٣] كه در صفّين از همراهان على بود زخم برداشت.
[گفتار درباره «آن كس كه از جان خود مىگذرد»]
نصر، از محمد بن مروان، از كلبى، از ابى صالح، از ابن عبّاس كه:
(وى) درباره فرموده خداى عزّ و جلّ:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ پارهاى از مردانند كه در راه رضاى خدا از جان خويش مىگذرند و خدا دوستدار چنين بندگانى است[٤]».
گفت: (اين آيه) در شأن اين مردان نازل شده است: صهيب بن سنان، برده آزاد شده عبد اللّه بن جدعان[٥] كه مشركان وى را با شمارى از مسلمانان بازداشت
[١] حفص بن عمر،( يا ابن عمران) ازرق برجمى كوفى، از مستوران بود- تقريب التهذيب.
[٢] عبد اللّه بن عبيد اللّه بن عبد اللّه بن ابى مليكة- به تصغير- ابن عبد اللّه بن جدعان تيمى مدنى، سى تن از اصحاب پيامبر( ص) را درك كرد و در سال ١١٧ بمرد- تقريب التهذيب.
[٣]( اين روايت جمله معترضه است و ربطى به عنوان مطلب ندارد.- م.) اويس بن عامر قرنى، خواجه تابعان، مسلم براى او روايت كرده. قرنى به فتح قاف و راء منسوب به قرن است كه تيرهاى از تيرههاى عشيره جعفى بن سعدند.- تقريب التهذيب و الاشتقاق، ٢٤٥
[٤] البقره، ٢٠٧
[٥] جدعان، به ضم جيم- الاشتقاق، ٨٨ و الاصابة، ٤٥٧٨- عبد اللّه جدعان در روزگار جاهلى خواجه قريش بود. در اصل به تحريف[ ... بن جذعان] آمده است.