پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٧٢ - ضربت على بر حريث
(و با هر كسى ديگر خواهى در آويز). اما عمرو بن عاص نزد او آمد و گفت:
اى حريث، به خدا اگر تو قرشى[١] مىبودى معاويه خوشتر آن داشت كه تو على را بكشى ولى وى روا نمىشمارد كه بهره اين نام آورى نصيب چون تويى شود، اگر فرصتى به چنگ آوردى بر على بتاز. على [عليه السلام آن روز] پيشاپيش سواران به ميدان آمد و حريث بدو حمله كرد.
[ضربت على بر حريث]
نصر گفت: عمرو بن شمر، از جابر، از تميم ما را حديث كرد و گفت:
[آن روز] حريث غلام معاويه كه مردى پر مهابت و رزمآور بود بانگ برداشت و گفت: اى على، آيا سر هماوردى دارى؟ اى ابا حسن، اگر خواهى پيش آى، على به سوى او روى نهاد و مىگفت:
|
انا علىّ و ابن عبد المطّلب |
نحن لعمر اللّه أولى بالكتب ... |
|
منم على و فرزند عبد المطّلب به خدا سوگند ما شايستهتر به كتابها (ى آسمانى) هستيم.
پيامبر برگزيده راستين از ماست كه صاحبان پرچم و مقام و پردههاى عزّتيم.
ما او را بر بيشتر اعراب[٢] به پيروزى يارى داديم، اى بنده آن فريب خوردهاى[٣] كه به ميدانت فرستاده، اى سگ هار، در برابر ما پافشارى كن.
سپس با او درگير شد و لحظهاى مهلتش نداد و چنان ضربتى بر او زد كه به دو نيمش كرد[٤].
[١] متن از روى شنهج« لو كنت قرشيا» و در اصل[ ... قريشيا].
[٢] متن« جلّ العرب» و در شنهج( ١: ٤٩٢)[ كلّ العرب تمام اعراب].
[٣] متن به تصحيح قياسى« العبد الغرير» و در اصل[ العزيز] اين بيت و بيت پس از آن در شنهج نيامده است.
[٤] در متن از روى شنهج« ان ضربه ضربة واحدة فقطعه نصفين» آمده و در اصل[ ثم ضربه علىّ فقتله سپس على او را بزد و بكشت].