پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٤٦ - از پا در آمدن زياد بن نضر و يزيد بن قيس
پايدارى دادن اشتر ياران خود را
اشتر بديشان گفت: سوى من بياييد، من با شما پيمان مىبندم و عهد مىكنم كه باز نگرديم تا پيروز شويم يا نابود گرديم[١]. ايشان [بدين نيّت و قصد] با وى به پايدارى ايستادند. و كعب بن جعيل (شاعر معاويه) درباره اين سخن چنين گفت[٢]:
|
و همدان زرق[٣] |
تبتغى من تحالف |
|
همدانيان كبود چشم همپيمان مىجستند.
بازآمدن مردم به سوى اشتر
اشتر خود را به جناح راست سپاه كشاند و مردمى كه بينادلى و آزرم و وفا داشتند[٤] و دست از فرار كشيده و بازگشته بودند گرد او پيوستند، و وى با هر فوجى (از دشمن) روبرو مىشد آن را عقب مىراند و با هيچ فوجى بر نخورد مگر آنكه بر آنان چيره آمد[٥] و به عقبنشينى وادارشان كرد.
از پا در آمدن زياد بن نضر و يزيد بن قيس
در اين ميان بر (جنازه) زياد بن نضر گذشت كه آن را به لشكرگاه مىبردند، پرسيد: اين كيست؟ گفتند: «زياد ابن نضر است، كه آنگاه كه [عبد اللّه بن بديل][٦] و يارانش در جناح راست سرگرم پيكار بودند، اين زياد پيش آمد و پرچم خود را بر جناح راست سپاه بر افراشت و چندان جنگيد تا جان سپرد.» سپس چيزى
[١] متن« حتى نظهر أو نهلك» و در طبرى[ حتى نظفر او نهلك].
[٢] متن از روى طبرى« ففى هذا القول قال كعب بن جعيل» و در اصل[ فى هذا القول فقال كعب ...] و در شنهج[ فهذا معنى قول كعب بن جعيل پس اين است معنى سخن كعب بن جعيل كه گويد].
[٣] مراد از« زرق» كبودى چشم است كه عرب آن را نشانه پستى مىدانستهاند- الحيوان( ٣: ١٧٥ و ٥: ٣٣٠- ٣٣١).
[٤] متن« من اهل البصيرة و الحياء و الوفاء» و در شنهج[ اهل الصبر و الوفاء و الحياء اهل پايدارى و وفا و آزرم].
[٥] متن از روى طبرى« حازه» و در اصل و شنهج[ ... جازه].
[٦] افزودگى از طبرى( ٦: ١٢) است. اين كلام در شنهج به صورت محرف و ناقص آمده است.