پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٤٥ - از پا در آمدن پياپى همدانيان
(پيشاپيش) همراهيش مىكردند[١] و حمله مىبردند و دنباله (سپاه دشمن) را متوارى كردند، و در جناح راست سپاه على عليه السلام چندان پايدارى كردند كه يكصد و هشتاد مرد از ايشان كشته شدند كه در آن ميان يازده تن از سران قبيله بودند و چون يكى از پاى در مىآمد ديگرى پرچم را به دست مىگرفت. نخستين كس كريب بن شريح بود و (سپس) شرحبيل بن شريح و مرثد بن شريح و هبيرة بن شريح و آنگاه يريم[٢] بن شريح، [و سپس شمر[٣] بن شريح]، اين شش برادر همه كشته شدند، سپس سفيان بن زيد پرچم را گرفت و پس از او عبد بن زيد و سپس كرب بن زيد[٤]، و اين سه برادر نيز كشته شدند. آنگاه عمير بن بشر[٥] پرچم را گرفت و سپس حارث بن بشر كه اين دو نيز كشته شدند. سپس ابو القلوص، وهب[٦] ابن كريب پرچم را گرفت و خواست پيش تازد كه يكى از مردان قومش بدو گفت: [خدايت رحمت كند] با اين پرچم كه خدايش اندوه زده دارد[٧]، باز گرد چه بزرگان قوم تو پيرامونش كشته شدند، خود و ديگر كسان را كه هنوز با تو ماندهاند به كشتن مده. آنان ناگزير بازگشتند و با خود مىگفتند: كاش به شمار ما مردانى، با حمّيت عربى، مىبودند كه با هم پيمان مىبستيم و همراه يك ديگر پيش مىرفتيم و باز نمىگشتيم تا كشته شويم يا پيروز گرديم[٨]. پس در حالى كه چنين مىگفتند بر اشتر گذشتند.
[١] متن از روى طبرى« و يستقبله شباب من همدان» و در اصل[ و استقبله سنام من همدان گردنفرازانى از همدان پيش او آمدند] و در شنهج( ١: ٤٨٧)[ و استقبله اشباههم من همدان همگنانشان از همدان به استقبال او آمدند].
[٢] متن از روى طبرى و در اصل[ بريم] و در شنهج[ هريم].
[٣] افزودگى از طبرى است ولى در طبرى به تحريف[ سمير] آمده است.
[٤] در طبرى[ كريب بن زيد] و در شنهج[ سفيان بن زيد، ثم كرب بن زيد، ثم عبد اللّه بن زيد].
[٥] متن از روى شنهج، و در اصل[ عميرة بن بشر] و در طبرى[ عمير بن بشير].
[٦] متن از روى شنهج و طبرى، و در اصل[ وهيب ...].
[٧] متن« ترحّها اللّه» و در شنهج به تحريف[ نزحها اللّه]. اين كلمه در طبرى نيامده.( مراد اينكه با چنين پرچم بدشگونى كه اندوهفزاى و غمبار است ديگر به ميدان مرو.- م.)
[٨] متن« نقتل او نظهر» و در شنهج[ حتى نظفر او نقتل] و در طبرى[ حتى نقتل او نظفر].