پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٤٤ - از پا در آمدن پياپى همدانيان
كرديد و در كار (پيكار با) دشمن او فرمانش را نبرديد، از چه رو چنين شد؟ در حالى كه شما زادگان جنگ، و خداوندان هجوم، و زبده جوانان تاخت و تاز، و شهسواران پيگرد، و مرگ آفرين قويدستان، و مذحجيان نيزهافكن هستيد كه انتقامگيريشان لحظهاى به تأخير نمىافتاد و خونخواهيشان به دراز نمىكشيد و دست بر روى دست نمىنهادند، در هيچ معركه از هنگامههاى نبرد در نمىماندند و به شكست خوردن انگشتنما نبودند، شما تيزچنگترين مردم ديار خود[١] و آمادهترين تيره پرشمار قبيله خويشيد[٢]، و همگان بدانچه امروز كنيد ازين پس داستان زنند و سينه به سينه و زبان به زبان بگذرانند، از سخنانى كه فردا (درباره شما) گويند بپرهيزيد[٣]. با ارادهاى راستين و خالصانه به مقابله دشمنانتان رويد كه همانا خدا با شكيبايان و پايداران است. سوگند به آن كه جان مالك به دست اوست، يك تن از اينان- اشاره به شاميان- در برابر دين خدا، به ديده من چون بال پشهاى نباشد. به خدا كه امروز خوب برخوردى نكرديد. سيهرويى مرا جبران كنيد و روسفيدم سازيد تا خون به چهرهام باز آيد. بدين لشكر گران حمله بريد، كه اگر خداوند بزرگ درهمشكندشان، هر دو جناح سپاه از پى آن روند چنان كه [دنباله][٤] سيل از پى مقدمه آن در رسد.
از پا در آمدن پياپى همدانيان
(مذحجيان) گفتند: ما را به هر جا خواهى ببر. پس اشتر با دلى استوار با ايشان به سوى گروه مجاور جناح راست سپاه رفت و بديشان حمله مىكرد و آنان را عقب مىنشاند و گروهى از جوانان (قبيله) همدان كه آن روز هشتصد تن بودند
[١] متن« انتم احدّ اهل مصركم» و در شنهج[ و انتم سادة مصركم شما سروران و بزرگان ديار خويشيد].
[٢] اصل و متن مطابق طبرى« و اعدّ حىّ فى قومكم» و در شنهج[ و اعزّ حىّ چيرهترين قبيله].
[٣] متن از روى شنهج و طبرى فاتّقوا مأثور الحديث فى غد» و در اصل[ و ابقوا مآثر الحديث فى الغد نيكو داستانهائى به فردا از خود بجاى گذاريد].
[٤] افزودگى از روى طبرى است.