پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٣١ - خطبه يزيد بن اسد بجلى براى شاميان
گرامىترين و سخنورترين مرد عرب بود[١]- پس گفت:
«سپاس خداى يكتاى توانمند را، خداوند فرادست شكوهمند، آن چيره دست قدرتمند، آن شكيباى آمرزنده، آن بزرگ فرازمند، خداوند بخشش و كردار، و گشاده دستى و نعمتبارى، و رونق و زيبايى و فضل بخشى و سپاس افزايى. خداوند آن روز كه كس را هيچ سوداگرى و دوستيى سودى ندهد[٢]. او را در هر حال، از سختى و آسايش، بر نيك آزمايى و آشكار دهى اين همه نعمتها مىستايم. او را شبانه روز بر نعمتهاى بزرگ[٣] و نواختهاى سترگ خود كه روز را فروزان و شب را تابان داشت، به ستايشى شايان مىستايم. راستى را گواهى دهم كه خدايى جز خداوند نيست كه او را شريكى نباشد، و اين است كلمه نجاتبخش، در زندگى و به گاه مردن و هم بدين كلمه[٤] است رهايى و خلاص به روز حساب و قصاص. و گواهى دهم كه محمد بنده و فرستاده او، پيامبر برگزيده و پيشواى هدايت است، خدا بر او درود و سلام بسيار فرستد. سپس، قضاى الهى بر آن رفت كه ما و همكيشان ما را در اين پاره از زمين به هم بر آرد، و خدا مىداند كه به راستى من چنين خوش نداشتم، ولى ايشان نگذاشتند آبى خوش از گلوى ما فرو رود، و ما را وا ننهادند كه به خويشتن نظر اندازيم و به معاد خود بپردازيم تا بدانجا كه به ميان ما تاختند و در حريم و كانون خانههاى ما جا ساختند. و ما دانستهايم كه اين گروه را آرزوها و آزهاست و خوابهايى در سر دارند و ما از آزمنديهاى آنان بر زنان و فرزندان خويش ايمن نيستيم. ما خوش نداشتيم كه با همكيشان خود بجنگيم، ولى آنان ما
[١] متن« من اجمل العرب و اكرمه و ابلغه» يعنى از زيباترين كسانى كه در ميان عرب بودند و ضمير مفرد از آن رو آمده كه ناظر به معنى فرد است- اللسان( ١٨: ٢٢١ س ٢١ تا ٢٥) و در اصل[ و اكرمها و ابلغها].
[٢] متن از روى شنهج« مالك اليوم الذى لا ينفع» و در اصل[ يملك يوم ينفع ...].
[٣] متن« نعمه التّوآم، بر وزن غراب» جمع توأم و در شنهج[ التوام] جمع تامة.
[٤] مراد كلمه توحيد است.- م.