پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٣٠ - خطبه يزيد بن اسد بجلى براى شاميان
خواب چنان ديدم كه گويى ما و عراقيان قرآنى را در ميانه نهادهايم تا شمشيرهاى خود را بر آن فرود آريم و ما در تمام آن احوال بانگ مىزديم: «واى بر شما، از عذاب خدا». اينك به خدا سوگند، ما ميدان نبرد را ترك نكنيم تا بميريم[١]. پس بر پرهيزگارى خدا پايدار بمانيد و بايد نيّتهايتان تمامى براى خدا باشد[٢]، و همانا من شنيدم عمر بن خطّاب مىگفت: شنيدم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه مىگويد:
«رزمندگان به روز حشر بنا بر نيّتهايشان[٣] برانگيخته مىشوند». خداوند ما و شما را سرشار از صبر و شكيبايى فرمايد و ما را چيره و شما را پيروز سازد و در هر كار به سود ما و شما باشد. و از خداوند براى خود و شما آمرزش مىطلبم.
[خطبه يزيد بن اسد بجلى براى شاميان]
نصر، از عمرو بن شمر، از جابر، از عامر[٤]، از صعصعة العبدى[٥] [از ابرهة بن صباح] گفت:
يزيد بن اسد بجلى در صفّين به خطبه سرايى [براى شاميان] برخاست، و او آن روز قباى خز پوشيده و دستارى سياه بر سر نهاده و قبضه شمشيرش را به دست گرفته و كفشك[٦] آن را بر زمين گذاشته بدان تكيه كرده بود.- صعصعه گفت:
ابرهه[٧] به من باز گفت كه در آن روزگار او (يعنى يزيد بن اسد) زيباترين و
[١] متن« ما نحن لنفارق العرصة» و در شنهج( ١: ٤٨٥)[ لا نفارق العرصة].
[٢] متن« و لتكن النيّات» و در شنهج به تحريف[ و ليكن الثبات].
[٣] متن« انّما يبعث المقتتلون على النيّات» و در شنهج[ ... على الثبات] كه تحريف است.- لسان الميزان( ٤: ٣٦٧). سيوطى اين حديث را در الجامع الصغير( ١: ٣٥١) از روايت ابن عساكر نقل كرده و خود نيز اين حديث را به اين صورت:« انّما يبعث الناس على نيّاتهم» به نقل ابن ماجه از ابى هريره آورده است.
[٤] عامر بن شراحيل شعبى كه شرح حالش در صفحه ٢٥ آمده است.
[٥] صعصعة بن صوحان عبدى، از تابعان بزرگ، محضرمى، كه مردى فصيح و موثّق بود. در خلافت معاويه درگذشت. در اصل[ ... بن عامر بن صعصعة العبدى] و درست آن« عن عامر بن ...» همينگونه است كه در متن آورديم.
[٦]« نعل السّيف» قطعه فلزى كه بر پايين نيام شمشير مىنهند، پاشنه غلاف. در شنهج به تحريف[ نصل السيف].
[٧] ابرهة بن صباح حبشى، يا حميرى. ابن حجر در الاصابة از او ياد كرده. در اصل[ ابن ابرهه] كه درست آن از شنهج گرفته شد.