پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣١١ - رجزخوانى شامى و عمرو بن عاص
برفت و اين وضع امرى است كه تحقق يافته[١]].
مردى از شاميان بانگ بر آورد[٢]:
|
ردّوا علينا شيخنا ثمّ بجل |
أولا، تكونوا جزرا[٣] من الأسل ... |
|
شيخ ما را به ما برگردانيد، و همين! وگرنه، به ضرب نيزه گوشتتان تكه تكه شود[٤].
آنگاه يكى از عراقيان گفت:
|
كيف نردّ نعثلا و قد قحل |
نحن ضربنا رأسه حتّى انجفل ... |
|
چگونه ريش دراز را برگردانيم كه بمرد و پوستش بخشكيد، ما چندان بر سرش كوفتيم كه از پا در آمد، زيرا مانند طاغوتان زمان باستان حكم مىراند و در حكمرانى[٥] و در كار خويش ستم مىكرد.
خداوند او را با بهترين جانشينى تعويض كرد كه به پيكار پايدارتر و به دلاورى و قهرمانى چيرهتر[٦] از هر كسى است.
و ابراهيم بن اوس بن عبيده، از مردم شام چنين گفت:
|
للّه درّ كتائب جاءتكم |
تبكى فوارسها على عثمان ... |
|
خدا خير دهاد، افواجى به مقابله شما در آمدند كه شهسوارانشان بر حال عثمان مىگريند، هفتاد هزار رزمندهاى كه در ميانشان يك پيمان شكن نيست و تمامى آيات و
[١] متن« ذلك شأن قد مضى و ذا شأن» به تعبير رودكى:
\sُ« رفت آن كه رفت و آمد آن كه آمد\z بود آنچه بود خيره چه غم دارى».\z\E- م.
[٢] در شنهج[ سپس عمرو بن عاص ديگر بار بانگ برداشت:].
[٣] در شنهج به تحريف[ حرزا].
[٤] چنان كه در اللسان( ١٤: ٧٠) آمده پيش از اين بيت، بيتى ديگر است.
\sُ نحن بنى ضبّة ارباب الجمل\z الموت احلى عندنا من العسل\z\E ما بنى ضبّه، خداوند بختيانيم كه مرگ در نظر ما شيرينتر از عسل است.
[٥] متن« و جار فى الحكم ...» و در اصل[ ... لمّا حكم]. اين بيت و بيت پيش از آن در شنهج نيامده است.
[٦] متن« أنكى للبطل» اسم تفضيل از« نكاية» به معنى هزيمت دادن و غلبه، در اصل[ ألظى] آمده كه وجهى ندارد مگر آن كه مقلوب از« ألظ» باشد كه سماعى است.