پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٠٦ - خطبه على
هيچ فضيلت يافتهاى نمىشد. (دست) تقدير، ما و آن قوم را بدينجا كشانيد (و روبروى هم قرار داد) و با هم در پيچاند[١] و ما در معرض ديد و شنود پروردگار خود هستيم[٢]، اگر مىخواست در كار انتقامگيرى شتاب مىكرد و از جانب او تغييرى پديد مىآمد[٣] تا ستمگر، دروغزن و رسوا گردد، و سرنوشت حق[٤] آشكارا معلوم شود، ولى او دنيا را كارگاه كردار، و آخرت را سراى پاداش و قرار ساخته.
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى تا آنان كه بدى كردند به كردارشان جزا بينند و آنان كه نيكى نمودند بدان نيكى پاداش يابند[٥]».
هلا، به راستى، به خواست خدا، فردا با دشمن روياروى مىشويد. پس امشب نماز بسيار گزاريد و به تلاوت قرآن بيفزاييد و از خداوند صبر و پيروزى خواهيد و به كوشايى و دقت با آنان روبرو شويد و پاكدل و رستگار باشيد.
سپس برفت و مردم به سوى سلاحهاى خود، از شمشير و تير و نيزه، شتافتند و آنها را درست مىكردند. در اين ميان كعب بن جعيل تغلبى بر ايشان بگذشت و مىگفت:
|
اصبحت الامّة فى امر عجب |
و الملك مجموع غدا لمن غلب ... |
|
امّت دستخوش كارى بس شگفت شده، و فردا حكومت به تمامى از آن كسى باشد كه غالب شود.
سخنى راستين گفتم كه در آن دروغ را راه نيست چه فردا برجستگان عرب هلاك مىشوند.
[١] متن از روى شنهج« لفّت» و در اصل[ الّفت] و در طبرى( ٦: ٨)[ فلفّت].
[٢] يعنى خداوند كردار ما را مىبيند و گفتار ما را مىشنود كه سميع و بصير است.- م.
[٣] اشاره به فرموده خداى تعالى إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ[ رعد، ١١]، در اصل، و متن« لكان منه التغير» كه مطابق است با آنچه در طبرى آمده، و در شنهج[ ... منه النصر پيروزى از جانب او ...].
[٤] در شنهج[ المحقّ حقدار].
[٥] النجم، ٣١