پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٦٠ - تير معاويه
[ميانجيگرى ابى امامه و ابى الدّرداء]
راوى گفت:
ابو امامه باهلى و ابو درداء كه نزد معاويه (در شام) بودند بر او وارد شدند و گفتند: اى معاويه، بر چه اساس با اين مرد جنگ مىكنى؟ به خدا سوگند كه او در قبول اسلام از تو بسى پيشتر، و به امر حكومت از تو شايستهتر و به پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله نزديكتر است، پس بر چه اساس با او مىجنگى؟ گفت:
بر پايه خونخواهى عثمان با او مىجنگم، چه او قاتلان وى را پناه داده، به او بگوييد دست ما را بر قاتلان عثمان بازگذارد و آنها را به ما نشان دهد، در آن صورت من نخستين كسى از ساكنان شام باشم كه با او بيعت كنم. پس به سوى على روانه شدند و او را از گفته معاويه آگاه كردند. گفت: (اگر قاتلان عثمان را مىجوييد) اينانند كه ايشان را مىبينيد. پس بيست هزار تن يا بيشتر، كسانى كه زره آهنين پوشيده بودند چنان كه جز چشمانشان پيدا نبود در آمدند و گفتند: ما همه قاتلان اوييم، اگر خواهند بايد از همه ما قصاص گيرند. پس ابو امامه و ابو درداء برگشتند و در هيچيك از معركههاى جنگ شركت نكردند. و اين در ماه رجب بود.
نيرنگ معاويه
از آنجا كه معاويه مىترسيد قاريان با على بر جنگ بيعت كنند و با او همداستان شوند نيرنگى به كار بست و دست به فريفتن قاريان زد تا بدين خيال كه ببينند سرانجام كار چه مىشود از كمك به وى باز نمانند و از وى كناره نگيرند[١].
[تير معاويه]
راوى گويد:
معاويه بر تيرى نوشت: «از بنده خيرخواه خدا، شما را آگاه كنم كه معاويه مىخواهد بند فرات را بر شما
[١] متن« لكيما يحجموا عنه» و در اصل[ ... عليه].